آن وجه بگرفتندى و هرسال چندروز « 1 » پيش از اعياد و نيروزات « 2 » و چند روز « 3 » ديگر بعد از ان هيچ آفريده را مجال ( * ) تردد در راهها نبودى « 4 » و بدين واسطه بازارها « 5 » معطل و تمغاها منكسر گشتى و فساد اينحال بىنهايت بودى چون سرير سلطنت و تخت « 6 » مملكت بجلوس همايون « 7 » پادشاه سعيد مغفور اعدل السلاطين غازان خان انار الله برهانه مشرف شد مجموع اين قواعد ناپسنديده « 8 » و قوانين نامحمود را بمضاء « 9 » احكام پادشاهانه و امر جزم خسروانه بر « 10 » انداخت و عموم خلايق از تعرض مفسدان ( * ) و متعديان و عوانان و متغلبان « 11 » خلاص يافتند و در دعاء پادشاه سعيد تغمده الله بغفرانه افزودند « 12 » و اخبار شريفهء او بدين معنى ناطق است و درين روزگار مبارك كى « 13 » بادوام ابد مقارن باد اگرچه « 14 » اكثر آن بدعتها ( * ) مرفوع است « 15 » اما بعضى از ان هنوز باقى است
هامش
( 1 ) - پ : رود
( 2 ) - ب : ؟ ؟ ؟ دوروزات
( 3 ) - ج : روزى
( * 4 ) - ب : در حاشيه نوشته شده ، ت : برد دراهها نبودى
( 5 ) - پ : بازار
( 6 ) - پ : بخت ، ب ث : ؟ ؟ ؟ حت
( 7 ) - ب : همون
( 8 ) - پ : نابسندى
( 9 ) - ب : ؟ ؟ ؟ مضار
( 10 ) - ب : بد
( * 11 ) - ج : متغلبان و عوانان و متعديان
( 12 ) - ت : افزودندى
( 13 ) - پ : حذف شده
( 14 ) - ت : حذف شده
( * 15 ) - ت : مروعست