دولت و سلطنت و مملكت آن حضرت را « 1 » در دار دنيا برونق ميخواهد « 2 » مثوبات اخروى و نيل درجات « 3 » عقبوى را نيز « 4 » كه فايدهء تقلد سلطنت بحقيقت آنست در اعلى عليين مىطلبد و از غايت خيرخواهى مكنون « 5 » خاطر و مضمون ضمير را از طريق مكاتبت و مراسلت باعلام و انها مىرساند ( * ) تا بندگى « 6 » حضرت بتحقيق اين « 7 » حال اشتغال فرموده اولا دست مستاكله و متغلبان از تصرف « 8 » موقوفات به كلى كوتاه گرداند و استرداد انچ به غير شرع و شرط واقف تصرف نموده باشند « 9 » واجب دانسته بمصارف « 10 » مشروعه مستغرق گرداند چه در اخبار سلطان اسلام غازانخان انار الله برهانه آمده كه اگر يكى از امراى « 11 » مقرّب يا لشگريان وجهى به غير حق از رعايا بگرفتندى « 12 » در حال فرمودى كه به زخم چماق « 13 » بازگردانند و « 14 » به مستحق رسانند و بعد از ان حكومت و متصرفى اوقاف در جميع ممالك بامناء متدين و صلحاء متشرع تفويض فرمايد « 15 » و با وجود اعتماد بر امانت و ديانت مفوض اليه
هامش
( 1 ) - ب ت : حذف شده
( 2 ) - ب : ميخواهد بود
( 3 ) - پ : درجاب
( 4 ) - ث : حذف شده
( 5 ) - ب : مك ؟ ؟ ؟ وب
( * 6 ) - ب : يابند كه ، ت : بايد كه ان
( 7 ) - ب : ان
( 8 ) - ب : م ؟ ؟ ؟ علمان - افزوده شده
( 9 ) - پ : باشد
( 10 ) - پ : مصارف
( 11 ) - ث : بالاى سطر نوشته شده
( 12 ) - پ : بركرفتندى
( 13 ) - پ : جماغ ، ت ث : چوماق
( 14 ) - ت : حذف شده
( 15 ) - پ ت : فرمايند