و قطمير امور كه عايد بمصالح و مفاسد جمهور باشد پادشاهان « 1 » وقت را « 2 » بالضروره « 3 » مخاطب بل مواخذ خواهد « 4 » گردانيد اگر جواب پادشاه حضرت عزت را « 5 » در ان روز هايل ان باشد كه انچ فرمودهء حضرت « 6 » ربوبيت بود در اجراى خيرات و امضاى حسنات و مبرات بجاى آوردم و رعايت بندگان او واجب دانستم و بر اعمال بتخصيص « 7 » اوقاف عمال « 8 » مصلح متدين كه محصول « 9 » موقوفات را بمصارف شرعى مستغرق « 10 » داشتند « 11 » تعيين كردم بهتر باشد يا « 12 » انچ گويد از طاعت حضرت حق امتناع نمودم و حق را از مستحق بازگرفتم و دست ظلمه ( * ) و متعديان « 13 » و متغلبان قوى داشتم تا « 14 » بتقويت من ظلم كردند و حق را « 15 » باطل گردانيدند « 16 » و من در حضرت حق تعالى ( * ) شرمسار شدم « 17 » نعوذ بالله من ذلك چه در ان روز كه « 18 » هول و هيبت ان قابل تقرير نيست هيچ افريده منكر افعال و اعمال خود نتواند شد زبان او در بند آيد و اعضاى او برو گواهى
هامش
( 1 ) - ب : بادشاهى
( 2 ) - ت : حذف شده
( 3 ) - ث : حذف شده
( 4 ) - ت : خواهند
( 5 ) - آ : تا ، ت : حذف شده
( 6 ) - ب : ناخوانا
( 7 ) - ب : تحصيص
( 8 ) - ت : عمل
( 9 ) - ث : و - افزوده شده
( 10 ) - ت : حذف شده
( 11 ) - ب : دانستند
( 12 ) - ب ت : با
( * 13 ) - پ : حذف شده
( 14 ) - پ : با
( 15 ) - ت : و - افزوده شده
( 16 ) - ت : كردانيدم
( * 17 ) - ت : شرمسارم
( 18 ) - آ ب ت : حذف شده