وقتى رسد كى منشى از هر علم بهرهء « 1 » يافته باشد و از هر استاد نكتهء « 2 » ياد « 3 » گرفته و از هر حكيم لطيفه شنوده و از هر اديب طرفهء « 4 » اقتباس كرده و سر مجموع فضايل و آداب تلاوت كلام مجيد « 5 » عظم الله جلاله و اخبار مصطفى « 6 » صلى الله عليه و سلم و آثار صحابه رضوان الله « 7 » عليهم اجمعين و امثال عرب و كلمات عجم بمطالعهء كتب سلف و مناظرهء صحف خلف « 8 » از منظومات و منثورات عربى و فارسى فصحا و بلغاى عرب و عجم چه كاتب و دبير چون بدين مرتبه رسد « 9 » سخن او بر جميع سخنان معاصران فايق و راجح باشد و درين باب چند حكايت « 10 » ذكر مىرود « 11 »
حكايت اول
اسكافى دبير از جمله كتاب ال سامان رحمهم الله تعالى « 12 » در كتابت سرآمد عصر خويش بود بر شواهق مطالب « 13 » نيكو رفتى و از مضايق مقاصد نيكو بدرآمدى و در ديوان رسالت نوح منصور سامانى محررى كردى مگر « 14 » اركان دولت قدر او نشناختند و بر اندازهء فضل « 15 » او را ننواختند
هامش
( 1 ) - ت ث : بهره
( 2 ) - ث : نكته
( 3 ) - ب : در حاشيه نوشته شده
( 4 ) - ث : طرفه
( 5 ) - ث : مجيدست
( 6 ) - ب : مطعى
( 7 ) - ب : حذف شده
( 8 ) - ت : حذف شده
( 9 ) - آ : در بالاى سطر با خط مغاير نوشته شده
( 10 ) - ت : بالاى سطر نوشته شده
( 11 ) - ت : و الله اعلم - افزوده شده
( 12 ) - ت : حذف شده
( 13 ) - آ : در حاشيه نوشته شده
( 14 ) - آ : و
( 15 ) - ت : قدر