و سواد دو طغرى .
[ سند شمارهء 534 ]
مصالحه بعد از شكايت
غرض از تحرير آن است كه قبل از تاريخ ، مرحوم آقا ميرزا موسى ، پدر جناب آقا ميرزا رفيع قاضى در ارض كربلاى معلى مرحوم شد ، بعد از فوت ايشان وصيت نامچه از آن مرحوم ظاهر شد كه به خط و ختم بعضى علما آنجا مزيّن بود و در آن وصيت نامچه وصى قرار داد مرحوم ميرزا آقا سيّد رضا و عاليجاهان حاجى ميرزا هادى و آقا ميرزا عبد الحسين را كه به استصواب مرحوم آقا سيّد احمد و جناب آقا ميرزا رفيع و به نظارت جناب آقا ميرزا محمّد باقر عمل به وصاياى مسطوره در آن ورقه نمايند بعد از ظهور وصيت نامچه ، آقا ميرزا رفيع مذكور مدعى شد بر اوصياى والد خود كه وصيت نامچه پدرم به جهات چندى باطل است ، يكى آنكه افرادى را كه از خيارانك براى ثلث معين كرده مسبوق است به انتقال شرعى به من و در حين وصيت مالك نبوده ، ديگر آنكه صورت وصيت نامچه تناقض دارد كه بعضى از علما به واسطهء آن تناقض حكم بر بطلان آن نمودهاند و وارث هم منحصر است به من يا به انتقال سابق يا در صورت بطلان وصيت نامچه ميراث افراد ثلث مال من است و اوصياء خود را برطبق وصيت نامچه مكلّف به عمل وصيت مىدانستند .
چنانچه شطرى « 1 » از اعمال را بجا آوردهاند اسباب گفتگو و خسارات و معطلى و عرض به ديوان شده به دلالت مصلحين در مقام صلح برآمدند به اين قسم كه آقا ميرزا رفيع در آن مقدار از اعمالى كه اوصياء به عمل آوردهاند در محضر شرع به صلح شرعى اسقاط دعوى خود در آن مقدار نموده و وصيان معظمان كه بالفعل در حيوة مىباشند به اذن و اجازهء امناء شرع به صلح صحيح شرعى واگذار نمودند تمامى سه فرد خيارانك كه در وصيت نامچه ثلث معين شده است با تمام مضافات و ملحقات به قدر الحصة الشايعه به جناب آقا ميرزا رفيع به مال المصالحه مبلغ يكصد و هشتاد تومان وجه قرانى جديد الضرب مسكوك و صيغه جارى ايجابا و قبلا بين وكيلى الطرفين جارى گرديد و تمام مال المصالحه را اوصيان مذكوران قبض نمودهاند . ثمّ به عقد شرعى واگذار كردهاند به آقا ميرزا رفيع متصالح كه اعمال باقيه از
هامش
( 1 ) . پاره ، بخش ، نيمهء چيزى .