باطل است و حضرات مدعى عليهم خود را متصرف به حق مىدانستهاند و مىگفتهاند كه ميرزا ابو طالب وصى و وصيت معين داشت و از روى طومار كه به مهر بعضى علما است ختم عمل وصيت شد و ادعاى شما باطل است و نيز مدعى مذكور ادعا نمود در « 1 » خصوص عاليجاه حاجى ميرزا هادى كه يك دانگ و يك ربع دانگ از قريهء خيارانك ثلث مرحوم آقا ميرزا عبد الرحيم ، عم شما راجع به امناء شرع بوده به اذن علما در تصرف عموى من حاجى ميرزا محمّد تقى بوده ، بعد از فوت ايشان از حاكم شرع ، خودم اذن حاصل نمودم بايد در تصرف من باشد . اين گفتگو به طول انجاميد قرار بر صلح شده است . على هذا حضور بهم رسانيد جناب آقا ميرزا رفيع مذكور و بعد الحضور با استجماع شرايط مقرره مصالحهء صحيحهء شرعيهء قطعيه نموده است با سه نفر مدعى عليهم مذكورين در ادعاى حسينآباد از هر جهت و هر بابت اعم از اصالت و ولايت يا وراثت از هر جهت و هر بابت كه بوده باشد به حسب عين يا منافع كانيا ما كان و لو بلغ الى ده هزار تومان على الحساب كه از اصل اعيان باشد به قدر الحصة الشايعه يا از توابع و لواحق آنچه فرض و تصور شود از همه بابت را به مال المصالحه دويست تومان وجه ريال قديم الضرب مسكوك كه تمام و كمال را اخذ و قبض نموده و در مجلس مصالحه از يد اقباض وكيل ثابت الوكاله مدعى عليهم كه جناب مستطاب حاجى ميرزا يوسف است خارج شده به تصرف و قبض مصالح مستقر شده است و در خصوص فقره ثانيه ، ادعاى قيموميت كه داشت خود را از قيموميت خلع نموده و اين احقر الانام هم من باب حكومت شرعيه ، قاضى را عزل نمودم و منافع مقدار مسطور از خيارانك را كه از روى دعوى قيموميت بوده كانيا ما كان صلح نموده است با حاجى ميرزا هادى مذكور به پانصد دينار فلوس رايج مقبوض صيغهء مصالحه اولى و اخرى حضورا جارى شد و اسقاط تمام خيارات از هر جهت از طرفين شده است و در ضمن عقد خارج لازم ملتزم شرعى شده است قاضى كه بعدها از خود قاضى يا از طرف او دعوى فسادى در اين مصالحه شود علاوه بر ردّ مال المصالحه مبلغ پانصد تومان به متصالحين دادنى باشند مجانا و بلاعوض و ايضا در ضمن عقد خارج لازم دعاوى حاجى ميرزا هادى و لو فرضا مصالحه شرعيه شده است با قاضى و اسقاط دعوى شده است و نوشتجاتى كه قاضى در اين دو فقره را داشت رد كرده است و اگر هم بعدها غير اين مصالحه نامچه
هامش
( 1 ) . در اصل : بر