حلقهء عبوديت شاه عالى منزلت را در گوش كرده روى نياز به آستان اقبال آشيان آورده در ايوان چهل ستون به شرف بساطبوسى مشرف گشته ، سر بر خط بندگى و قدم در دايرهء فرمانبردارى نهاده قرب دوهزار تومان از نقد و جنس پيشكش نموده هر روز فوجى به سايهء چتر هماى آساى استقلال « 1 » مىجستند و هر روز « 2 » جوقى روى اميد به عتبهء معلى مىنهادند .
گفتار « 3 » در قضايايى كه در سنهء خمس و ثمانين و تسعمائه واقع شده
چون نوروز اول ايام سلطنت و جهانبانى شاه عالى « 4 » بود ، در روز دوشنبه « 5 » بيستم شهر ذى حجه كه ده روز به سال هجرى مانده بود ، تحويل شمس به برج حمل واقع شد . شاه همايون به عيش و كامرانى گذرانيده جشن عظيمى و طوى جليلى نمودند « 6 » و ارادهء كثير الفايده به ساختن منازل عالى و عتبهاى متعالى كه هر يك از آنها به اسمى موسوم باشند متعلق گشت كه بعد از اتمام آنها « 7 » و قرار « 8 » و مدار ، امرا و مقربان درگاه شروع [ 479 ] در مهام « 9 » ممالك محروسه نمايند .
لذا « 10 » اكثر بلاد مثل هرات و مشهد مقدس و قندهار بىحاكم بود « 11 » و فكر و ارادهء آن خسرو زمان بسيار و زياده از حد و شمار بود ، غافل از آنكه ، بيت « 12 » :
ما مىگوييم و ديگران مىگويند * تا خود فلك از پرده چه آرد بيرون
سابقا ذكر رفت كه بعضى از خوشآمدگويان خاطر نشان آن خسرو سليمان مكان « 13 » نموده بودند كه چون شاهزادههايى كه در درگاه معلى بودند . انديشه و علاج ايشان شد ، جمعى ديگر كه در بعضى بلاد و امصاراند « 14 » دفع ايشان از لوازم امور سلطنت است . لذا « 15 » حكم اشرف به قتل شاهزاده بديع الزمان ميرزا ولد بهرام ميرزا و ولد « 16 » ميرزاى مذكور كه موسوم به بهرام « 17 » ميرزا بود در « 18 » سن هفت سالگى ماهى بود از افق جهانبانى ، عز اصدار يافت كه تيمورخان ولد منتشا سلطان استاجلو كه در آن اوان للهء ميرزايى بود اين عمل شنيع به جاى آورد .
خان مذكور حسب الفرمان عالى در روز پنجشنبه غرهء شهر محرم سنهء مذكوره در سيستان شاهزاده بديع الزمان ميرزا را با بهرام ميرزا ولدش به قتل رسانيد « 19 » .
هامش
( 1 ) - م ، ن : استعلا
( 2 ) - م ، ن : هر زمان
( 3 ) - ن : ذكر به قتل رسيدن شاهزادگان بديع الزمان ميرزا ولد او بهرام ميرزا و مخالفت نمودن شروانيان بىايمان در امر ميرزا طاووس بىناموس و شكست دادن غازيان رستم توان مخالفان را به توفيق ملك منان
( 4 ) - ب ، م ، ن : عالم
( 5 ) - ن : شنبه 2
( 6 ) - ن : نمودهاند
( 7 ) - مز : از آنها
( 8 ) - ب ، ن : قرار مدار
( 9 ) - ن : مهم
( 10 ) - ب ، م ، ن : و لهذا
( 11 ) - ب ، م ، ن : بودند
( 12 ) - م : ندارد
( 13 ) - ن : عاليشان
( 14 ) - ب ، م ، ن : امصارند
( 15 ) - ب ، م ، ن : لهذا
( 16 ) - ن : ولد او
( 17 ) - ن : بهرام ميرزا كه موسوم به بهرام ميرزاى والد او بود
( 18 ) - ن : كه در
( 19 ) - ن : رسانيدند