خدمات امير اظهر من الشمس است ، اما خيانت تهمتى است كه دشمنان او براى انقلاب قلب شاه جوان به دو بستند و نصيحت او را نسبت به مادرش تعبيرى ناسزا كردند و اگر از سلسله نيست سرسلسله است به حكم
يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ *
زادهء حاجى قربانبك طباخ ميرزا بزرگ فراهانى است و خود از آن سامان از خدمت قائم مقام اعراض كرد ، كسب كمالات آغاز نمود ، در ادارهء محمد خان زنگنه پيشكار آذربايجان بخدمات دولتى نايل گشت . وزارت نظام يافت ، در سنهء 1253 بامر محمد شاه با ناصر الدين ميرزا به تفليس رفت كه نيكلابدان صوب آمده بود . محمد خان امير نظام و حاجى ملا محمود نظام العلماء همراهان وليعهد بودهاند . امپراتور از محمد خان احوال ميرزا تقى خان را ميپرسد ، عرض مىكند سابق مستوفى نظام بود اينك وزير نظام است و همان است كه هنگام سفارت خسرو ميرزا بحضور امپراتور مشرف شده است . ميفرمايند شكر خدا را كه ديگرباره رفيق خود را ملاقات كردم و در بخش تحف براى او انفيهدان طلاى مرصعى ميفرستند ( در زمان حاجى ميرزا آقاسى ) ماموريت امير را به ارزنة الروم و وقايع آن سفر را در تاريخ ايران نگاشتهام . در اين هنگام ميرزا تقى خان رتبهء سرتيپى و نشان شير و خورشيد داشته ( 1263 ) .
شرح بىكفايتى نصير الملك و آشكار شدن عرضهء ميرزا تقى خان در موقع فوت محمد شاه در تواريخ مسطور است ، 1264
از خدمات اول او تعديل جمع و خرج بود كه دو كرور تفاوت داشت . حقوق را كه نميرسيد نصف كرد و ميرسيد . چون امير فرق نگذارد شاهزادگان و صاحبان نفوذ و اهل دعا بناى بددلى و بددعائى گذاردند . معروف است كه در مجلسى كه صورت تعديل بودجه را مىخواندند يكى در هر قلم ريزهخوانى مىكرده تا نوبت به خودش ميرسد ، ميخوانند مقطوع ، از آن پس در هر قلم مىگويد باز خوب است .
ديگر از خدمات او دفع سالار بود . هم حكايت تحريك اسمعيل خان فراشباشى و ريختن افواج به منزل امير امرى است در تواريخ مضبوط . مصاهرت سلطنت مانع از ورود نظاميان باندرون شد . ميرزا آقا خان اعتماد الدوله وزير لشگر بامر شاه افواج را كه مازندرانى بودهاند ساكت كرد .
جمعهء 17 ذيقعدهء 264 فرمان وليعهدى سلطان محمود ميرزا فرزند اول ناصر الدين شاه نوشته شد و ميرزا تقى خان به لقب اتابكى او منصوب آمد . شاهزاده 25 جمادى الاول 65 درگذشت .
ميرزا على محمد باب كه به اهمال حاجى ميرزا آقاسى قوت گرفته بود در تبريز بقتل رسيد .
بيرق ايران را در ممالك خارجه برافراشت ، چه تهديد به معاملهء متقابله كرد . دار الفنون را بنا نهاد ، شاگرد به فرنگ فرستاد ، ايجاد روزنامهء وقايع اتفاقيه نمود ، قرار شد هركس در سال دويست تومان حقوق از دولت دارد سالى دو تومان براى مخارج روزنامه بدهد . برجيس نامى انگليسى مترجم بوده است . ظاهرا تأسيس روزنامه در سنهء 1267 شده است . هم در اين سنه تذكرهء عبور و مرور براى مسافرت در داخله مقرر شد و مجانى بود و باز كوبيدن آبله تداول يافت . چاپارخانه تنظيم يافت ، ميدان توپخانه در ارك هم از آثار اوست . از ايراداتى كه به امير گرفتهاند تبعيد ميرزا على - خان پيشخدمت بوده در مراجعت از اصفهان به كاشان كه تقربى داشته و بدون اذن فرستادن به گروس و اجازهء عباس ميرزا ملكآرا به رفتن به تهران ، در صورتى كه امر شده بود با مادرش در قم باشند . مىگويند كه قصد داشته است او را به ولايت عهد منصوب كند ، به امر شاه ملكآرا را برگردانيدند ، مىبايست بدون اجازه برادر حركت نكرده باشد .
چيزى كه رضا قلى خان در روضة الصفا نوشته و از پدرم هم شنيدهام رفتار امير نسبت به شاه خشن بوده است . دربار مهد عليا پناهگاه متخلفين بوده و مخل انتظام و امير آن تكليف را بشاه كرده بوده است . علل ديگر هم داشته است و اظهار آن از نزاكت دور است .
اينكه در صدر التواريخ گويد : ميرزا تقى خان خواسته باشد تقليد نادر بكند يا اتابكان فارسى ، تهمتى است يا نسبتى است كه به او دادهاند خدا داناست بذهن ناصر الدين شاه جا دادند كه اگر بد -