تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
به اپرا دارد . امروز روزى است كه سنا و مجلس شب و روز در تنظيم مملكت و ترميم خرابىها سر از پا نشناسد . من نميدانم بين فرمايشات شاه در هرموقع و اين بىعلاقگى را چگونه جمع كنم خصوصا كه در اين‌موقع سخن از تغيير كابينه هم ميرود و شنيده شد كه على منصور مأمور ساختن كابينه شده است يا على ! ! هشتاد سال بآرزو روزگار گذرانديم انتظار روز بهتر كشيديم و هرروز را از روز ديگر بدتر ديديم شمه‌اى از آنچه ديديم نگاشتيم گذاشتيم و گذشتيم و به اين غزل ختم ميكنيم .
محرمى گر ز هواخواهى ميهن دم زد * دست غير آمد و بر سينهء آن محرم زد شيوهء رند سياسى چه بود در مسلك * شيوه آن است كه بايد همه را برهم زد رهزنى شيوهء ابليس بد از روز الست * مار خوش‌نقش برانگيخت ره آدم زد بر زبان لاف هواخواهى آسايش خلق * تيشه بر ريشهء آسايشمان محكم زد نقش انگشتريت فتنه و ظلم و آشوب * نتوان لاف سليمانى از اين خاتم زد خرمن عاشق و معشوق بيكباره بسوخت * اندرين آتش بيداد كه بر عالم زد مهديا آن بت عيار به صد عشوه و ناز * رهزنى بود زبردست و رهت كم‌كم زد
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 474 | مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )