به اپرا دارد .
امروز روزى است كه سنا و مجلس شب و روز در تنظيم مملكت و ترميم خرابىها سر از پا نشناسد .
من نميدانم بين فرمايشات شاه در هرموقع و اين بىعلاقگى را چگونه جمع كنم خصوصا كه در اينموقع سخن از تغيير كابينه هم ميرود و شنيده شد كه على منصور مأمور ساختن كابينه شده است يا على ! !
هشتاد سال بآرزو روزگار گذرانديم انتظار روز بهتر كشيديم و هرروز را از روز ديگر بدتر ديديم شمهاى از آنچه ديديم نگاشتيم گذاشتيم و گذشتيم و به اين غزل ختم ميكنيم .
محرمى گر ز هواخواهى ميهن دم زد * دست غير آمد و بر سينهء آن محرم زد
شيوهء رند سياسى چه بود در مسلك * شيوه آن است كه بايد همه را برهم زد
رهزنى شيوهء ابليس بد از روز الست * مار خوشنقش برانگيخت ره آدم زد
بر زبان لاف هواخواهى آسايش خلق * تيشه بر ريشهء آسايشمان محكم زد
نقش انگشتريت فتنه و ظلم و آشوب * نتوان لاف سليمانى از اين خاتم زد
خرمن عاشق و معشوق بيكباره بسوخت * اندرين آتش بيداد كه بر عالم زد
مهديا آن بت عيار به صد عشوه و ناز * رهزنى بود زبردست و رهت كمكم زد