است گفت چاى در فنجان داغ است لب را ميسوزاند بايد در نعلبكى ريخت كه قابل تناول بشود .
گوئيم با يك مجلس اكثريت حاصل نميشود رأى مجلس در نتيجهء يك رأى است در مقابل رأى دولت ، در معارضه بين دو رأى اكثريت حاصل نيست رأى سومى لازم است كه در تأييد يكى از آن دو رأى كيفيت اكثريت ببخشد « 1 » .
ديكتاتورى ديكتاتورى است خواه از طرف مجريه خواه از طرف مقننه خواه در رژيم سلطنت خواه در رژيم جمهورى .
[ وقايع سال ] 1327
توقيف 125 پارچه املاك ملوكانه / فروردين / تمايل به هژير اجتماع در ميدان / 23 خرداد
محكوميت جاويد و شبسترى / خرداد / حركت شاه بلندن / 26 تير
مراجعت اعليحضرت / 19 مرداد / عفو مجرمين آذربايجان / 26 مرداد
رأى اعتماد به هژير / 6 شهريور / فوت محمد على جناح / 20 شهريور
كابينهء ساعد / 25 آبان / تفريق بين شاه و فوزيه / 28 آبان
هديهء ابن سعود / 20 آذر / سوء قصد نسبت بذات ملوكانه / 15 بهمن
تصويب برنامهء هفت ساله / 26 بهمن / منع تعقيب قوام / 20 بهمن
تصويب مجلس سنا / 8 اسفند / محاكمهء سران توده / 11 اسفند
منع اطالهء لسان نسبت به خانوادهء سلطنت 12 اسفند
افتتاح مجلس مؤسسان اول ارديبهشت 1328
نطق ملوكانه ، بنام خداوند متعال لازم ميدانم آقايان را بمسؤليتى كه در برابر خدا دارند متوجه سازم تا بر اصول مقدس ولا يتغير دين مبين اسلام به انجام اين خدمت ملى قيام نمايند .
از وضعيت دادگسترى در عمارت دادگسترى اظهار تأسف ميفرمايند كه دغدغهء خاطر ماست منجمله سعادت را همآهنگى با ملل متمدن مترقى ميدانند « 2 » .
جز شخص شاه كه همت و توجهشان بآبادى عدالت و رفاهيت مملكت و ملت است غمخوارى نمىبينم آنچه به اختيارات ملوكانه است بيدريغ بذل ميفرمايند و از نصيحت نكتهاى نگفته نميگذارند پيشتر ميگفتند چوب تر حال گوئيم چوب قانون .
در اطراف برنامهء هفتساله
امور مملكت يك سلسله وظايفى است كه بايد بمرور زمان و در حد امكان بجا آورد الا هم فالا هم در هفت سال اول چه بايد كرد كه در هفت سال بعد نبايد ، عقد هفت چه حكمت دارد معلوم نيست . بهرحال گفته شده است و شايد قصد هفت سال مجال براى كابينه باشد . برنامهء هفت ساله بتصويب مجلس هم رسيده است ، دو سال است مشغول اجراى برنامه هستيم ادارات عريض و طويل هم ساخته شده است منتظر نتيجهايم و چشم به راه مساعدت همسايه .
بغمخوارگى جز سرانگشت من * نخاريد كس در جهان پشت من
هامش
( 1 ) - در اول مشروطيت تصورات مشوب و آشوبى بود روى سوء ظن به محمد عليشاه و اولياى دولت ، قوانين به نظر مصلحت و موافق احوال مملكت نوشته نشد كانه دولت و ملت دو مدعيند متعارض يكديگر و بسى علت از اين فكر ناشى شد جوانها هم نقش روبسپير و دانتن بازى ميكردند .
( 2 ) - البته نظر ملوكانه به جنبهء علم و صنعت است متأسفانه ذهن مردم ما به جنبهء نقش و نگار زندگى مغرب زمين متوجه است . يقه و گل يقه را بانضمام تقليدهاى ديگر همه صورى و زشت بلكه مضر و داعى بفساد اخلاق براى استفاده از ازهار تمدن و ترقى كافى دانستهاند .
آتشى كه امروز در عالم مشتعل است و همه از اطفاى آن درماندهاند در نتيجهء عمليات و اساس فكرى اين تمدن و ترقى است ( ماترياليسم ) كه منجر بطرقه شده است نوبت ارتجاع است و العود احمد احتراز از ارتجاع بموقع هم استبداد است . گريز بهنگام ستودهتر است از پادارى بدفرجام .