سانحهء 15 بهمن 1327
سه ساعت بعد از ظهر 15 بهمن برحسب معمول سنواتى اعليحضرت براى حضور در جشن ساليانه بدانشگاه تشريففرما شدند شخصى از جرگهء مخبرين و روزنامهنگاران از پشت دوربين عكاسى چند تير به طرف اعليحضرت رها كرد سه تير بكلاه مصادفه نمود يك تير بلب و گونهء راست و تيرى بكتف چپ « 1 » خراشى داد .
جانى موسوم به ناصر فخر آرائى از روزنامهء پرچم اسلام كارت خبرنگارى داشته به تير صفارى و لطمات گارد مخصوص از پا درآمد كه راه به اسرارى نمود .
چون پرده ز روى كارها بردارند * معلوم شود كه در چه كارند رنود
در اين اثنا سرتيپ عيسى هدايت پسر هدايت قلى هدايت عموزاده بر من وارد شد و آن خبر وحشت اثر را اظهار كرد ، بهت مرا گرفت ، چيزى نگذشت كه از راديو بشارت سلامت وجود مبارك رسيد شكر خدا بجا آوردم ، دشمن چه كند چو مهربان باشد دوست .
هيچ تزلزل بخاطر مبارك راه نيافته بوده است با دستمال خون لب را جلوگيرى فرموده بمريضخانهء يوسفآباد تشريف مىبرند جراحان زخم را بخيه ميكنند .
در شهر و ولايات جشنها برپا كردند ، نذورات دادند ، فرياد خدا با ماست همهجا بلند شد ، اين واقعه ايمانى بود كه خلق روى دل بسوى خدا كنند و زندقه را رها .
تدبير كند بنده و تقدير نداند * تدبير به تقدير الهى بنماند
در جلسهء 16 بهمن شوراى ملى دكتر اقبال و وزير كشور انتساب آن عمل اهريمنى را به حزب توده به اطلاع نمايندگان رسانيد و انحلال حزب توده را در تمام كشور اعلام نمود ، حايرىزاده استيضاح خود را استرداد نمود ، مجلس پشتيبانى دولت را از الزم وظايف شمرد .
در جلسهء 17 بهمن مجلس اقدامات دولت را تحسين و تقدير نمود ، استيضاح اسكندرى را كه از مفسدين و اجنبىپرست بود توقيف كرد عليه ما عليه فرار بر قرار اختيار كرده رو به امريكا آورد .
چون نسبت به بعضى روزنامهها من خوشبين نيستم و گاهى مورد انتقاد قرار دادهام اسامى مديران كه در اينموقع مقصر شمرده شدند و مستحق مجازات نام ميبرم .
نوبخت مدير سياست ما ( كه مردهشوى ببرد ) بشارت مدير صداى وطن ( كه وطن از او بيزار است ) محمود دژكام ناشر روزنامهء رگبار ، جهانگير بهروز نويسندهء قيام ايران ، سيد محمد باقر حجازى ناشر روزنامهء وظيفه ، همه وظيفهخور اجنبى ، رأفت ملوكانه اين جماعت را كه از دو سال تا پنج سال محكوم به حبس بودند عفو فرمود
الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ
« 2 » جاى انكار نيست اما ستم بر ستمپيشه عدل است و داد .
فكر تشكيل سنا
در موقع تشرف نمايندگان فراكسيون براى تشكر از سلامت ذات ملوكانه اعليحضرت 15 اسفند شرحى از نقائص اصول مشروطيت ايران بيان فرمودند و لازم دانستند چون در همهء ممالك باستقرار سنا استحكامى در اساس ايجاد شود .
در انقلاب فرانسه پس از آنكه مجلس مؤسسان قانون اساسى را تنظيم كرد از طرف لوئى 16 به امضاء رسيد . در كنوانسيون كه بدست ماجراجويان قوم افتاد تا يك مجلس داشتند هرج و مرج و قتل و غارت حكمفرما بود آخر بسعى اعتداليون و جوانان طلا ( ژونس دوره ) دو مجلس اختيار كردند باز آشفتگى اوضاع مشت ناپلئون را در كار آورد .
واشينگتن هم كه اساسنامهء حكومت متحابه را ترتيب ميداد به دو مجلس قائل شد گفتند چه حاجت
هامش
( 1 ) - رسمى شده است كه اعليحضرت در جشنهاى ادارى تشريففرما ميشوند تفقد و مهربانى ميفرمايند ، جاى تشكر است ، خوب بود از طرف عموم استدعا شود كه غالبا نايبى بفرستند برداشتن عكس هم در اين دوره مرضى شده است كه مداوا ميخواهد .
( 2 ) - سورهء آل عمران آيهء 134