اخلاقى آن مرد باخدا جالب همهء فرق بود ، اهل سنت و جماعت هم در تعزيت شركت كردند بلكه ملل سايره .
در همهء ولايات ادارات تعطيل و مجالس تعزيت برپا شد و اين تعظيم و تكريم يك ماه داير بود ، مردم از اين مجلس به آن مجلس رهسپار بودند ، در مجلس ترحيم در مسجد شاه اعليحضرت همايونى براى ختم مجلس تشريففرما شدند .
سميعى رئيس دربار از طرف شاه و محمد رضا آيت اللّهزاده عازم عراق شدند كه در تشريفات هفتهء آيت اللّه فقيد شركت كنند .
زندگى آيت اللّه اصفهانى باخلاق زنده جاويدانى بعسرت مىگذشته است پس از رسيدن بمقام شامخ رياست و مرجعيت با اينكه كرورها وجوه خيريه از خمس و غيره كه بدست آن مرد بزرگ به تمام معنى ميرسيد بشيوهء مقتدايان اول اسلام در اعلى درجهء قناعت زيست مىكردهاند در ميان شيعه و سنى و ملل ديگر مورد اعتماد و تكريم بودهاند .
در مقام تسليم بمقدرات الهى در موقع قتل فرزند برومندشان مقام رضا و نيروى صبرى ظاهر ساختند كه در قاطبهء مسلمين حيرتآور است رحمة اللّه عليه .
حكايتى از اورنگ شنيدم كه دليل بر نهايت برخورد بحقيقت ديانت دارد گفت سيدى از تلاميذ آن مرد سعادتمند مورد بىلطفى شد كارش بمنتها درجهء پريشانى كشيد ، من در خدمت آن مرحوم آبروئى داشتم وقتى عرض كردم بيچارگى فلان طلبه بىاندازه شده است فرمودند اين بدبخت دست از فضولى برنميدارد ، هميشه از فسق مردم صحبت مىكند ، آخر خداوند فسق فساق را بهتر از من و تو مىداند بلائى بر آنها نميفرستد ترا چه ميرسد كه جاسوسى كنى و از فسق مردم خبر بدهى و از كجا بر صحت خبر آگهى دارى ، تعهد كردم او را ملامت و نصيحت كنم اظهار لطف فرمودند .
در احوال او خواندم كه مقارن قتل پسرش حاجتمندى از آن مرد بزرگ تقاضائى مىكند آن حادثه واقع مىشود سر بگريبان يأس فرو مى - برد روز در جنجال مشايعت او را مىبينند مىخوانند و تقاضاى او را از بغل درآورده مىدهند كه در آنحال هم از اداى وظيفه غفلت نداشتهاند .
مرحوم جنت مكان آيت اللّه آقاى سيد ابو الحسن اصفهانى
تمام تدابير سياسى در مقابل هياهوى توده بىاثر ماند بلكه تقويت كرد و بر جسارت ايشان افزود . در اوقات عزادارى عامه بحوزهء تودهاى - ها كه رفتند صور اجنبى را جاى شمايل مولى ديدند هجومى غريب شد آن صور را كندند و دريدند و تودهاى را كافر خواندند عوامى كه فريب خورده بودند هوشيار شده از توده روگردان شدند در تهران و تجريش حوزههاى توده پريشان شد .
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 455
مساهمون: مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )
ص٤٥٥