بمجالس دورهء پهلوى ايراد داريم كه فرمايشى بود . قربان آن دوره ، باز كارهائى بنفع مملكت شد ، دورههاى بعد چه كردند ؟ با اين قانون انتخابات در اين مملكت و اين مردم هرگز صاحب مجلس نخواهيم شد . اگر مجلس بايد بمناسبت احوال مملكت براى خير مملكت كار بكند جز در دورهء اول در هيچ دوره وكلا وكيل موكلين نبودند و هر دوره از دورهء قبل بدتر شد . در دورهء پهلوى اقلا پهلوى كه زمامدار بود وكلا را مىشناخت و وكلا موكل خودشانرا ، ولو بگوئيم پهلوى خودش بود . كاميون كاميون گوسفند نمىآوردند كه رأى در صندوق بيفكنند . بعقيدهء من بايد وكلا را نهتنها موكلين خاص بشناسند بلكه همهء اهالى بشناسند طرز انتخاب نمايندگان سنا بمراتب بهتر از طرز انتخاب نمايندگان مجلس بود .
ميگويند بايد تشكيل احزاب داد و وكلا از طرف احزاب انتخاب شوند . وكلاى احزاب وكلاى چند نفر اعضاى كميته خواهند بود و مقيد به افكار آنها ، نتيجه همين آشوب مىشود كه امروز برپاست هر حزبى كه پيش افتاد ميخواهد بر ديگران رياست كند ، از كجا كه مصلحت عامه باشد ، نماينده بايد عاقل ، بافكر و ارادهاى آزاد باشد .
صحبت از برگزيدگان ملت مىشود ، ثبت الارض ثم النقش ما نسبت بحكومت ملى حكم كورى را داريم كه غريب بشهرى ناشناخته وارد شده باشد كه نه راه و چاه را بداند نه رسوم و آداب را چه ميگوئيم و چه ميخواهيم خودمان هم نمىدانيم ، مللى كه هزاران سال است در حكومت ملى بحث ميكنند و هنوز به مقصود نرسيدهاند ما را كجا مىبرند ، آنچه ما ميجوئيم داشتيم از دست داديم ، عوض آنكه در رفع نقائص بكوشيم همان مقاصد را در تحت الفاظ ناآشنا خواستيم و درماندهايم ، عند الواقع ديگران هم درماندهاند .
آن روز ملت معنى مجلس و حاجت به نماينده را فهميده است كه انتخابات خرج برندارد و وكلاى مستغنى تحميلى بر بيت المال نداشته باشند چنان كه در دورهء اول چنين بود .
نه هر راهى كه رفتهاند مىشود گفت راه به مقصد بوده است ، بيراهه در عالم بسيار است ، وكلا كه پس از انتخاب كه كار از كار گذشته است همه آنها را خواهند شناخت چرا قبل از انتخاب كه چون و چرا ممكن است نبايد شناخت ، وكلا نمايندهء تمام ملتند نه آنهائى كه رأى مىدهند .
در طرز انتخاب فعلى وكلا براى تدارك موكل حرف ميزنند ولو مضر در عمل باشد روى آرزوى جاهلانه .
تعميه است كه اشخاص را من غير حق يا به ضرر مصلحت بمجلس ميآورد چندبار بايد تجربه كرد و عبرت نگرفت .
انتخاب علنى مانع تشكيل حزب نيست مردم خارج از حزب شيفته و فريفته نميشوند .
چه ضرر دارد كه عدهاى از ميان همهء طبقات معروف به صحت ، ديانت و وطنپرستى از طرف كميسيونى نامزد بشوند چندبرابر حد نصاب و وكلا از ميان ايشان بقرعه انتخاب شوند اقلا اين فايده اخلاقى را دارد كه جماعتى علاقه به پاكدامنى ، درستى و وطنپرستى پيدا ميكنند و وكلاء كمتر گماشتهء اجنبى خواهند بود .
منظور از مجلس حفظ مصالح مشترك است نه مصالح خاصه يا يكدسته آن هم بآرزوهاى غير ميسر و تقاضاهاى از عمل دور اين است راه سلامت .
من آنچه شرط بلاغ است با تو ميگويم * تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال
اينكه ديگران چنين كردند ما همچنين كنيم گوئيم ديگران هم اشتباه كردند و نتيجهاش را مىبرند .
از ملل مترقى صحبت مىكنيم اگر ملل به حد ترقى رسيده بودند جنگ نميشد ، ساختن افزار دال بر ترقى اخلاق نيست از حيث اخلاق ملل شرقى مترقىترند چه سه هزار سال است راه تكامل مىپويند و ملل غربى هفتصد سال ، حتى غلو در افزار روزگار كنونى را پيش آورده است رشد زياد سبب جوانمرگى است .