اثر وسوسهء بو الهوسان در عنوان رسومات ممالك متمدن و مترقى اجازه به تنظيم كارناوال داد سبك و خنك ديده از تجديد منع كرد .
قبطيان بنام ايزيس رب النوع زراعت ( گندم ) فينقيان بنام آدونيس مظهر جمال جشنهاى ملى داشتند آن رسم به يونان و روم رسيد و كار برسوائى كشيد . در يونان بنام ديونيزس و در روم بنام باخوس رب شراب و شاهد جشنى برپا ميكردند و بمدلول شعر يغما پردهء حيا را ميدريدند :
يكى در تغنى يكى در سماع * يكى در تجرع يكى در جماع
جشنهاى با كانتى همچنان در قرون وسطى گرفته ميشد رسوائى به جائى كشيد كه پاپ بفرياد آمد .
بعدها كارناوال ( عيد گوشت ) تداول يافت و كلوخ اندازانى بود . قبل از اوقات پرهيز كاتوليكها كه نزد ايشان چهل روز گوشت خوردن ممنوع است گاوى را آرايش ميكردند و با تجليل و تشريفات بمسلخ ميبردند .
( شتر قربانى خودمان )
قسمتى از كارناوال خودمان
امروز كارناوال مقدمهء اوقات پرهيز رژهء جنس لطيف است با بسى تجمل ، ارابهها تزئين ميكنند روى آنها در ميان گل و رياحين بانوان آراسته و بهفت قلم پيراسته طناز به حال عشوه و ناز غمزه ميفروشند و دل ميربايند از موضوعات شعر يغما اثرى نيست سعدى راست :
بتماشاى ميوه راضى شو * اى كه دستت نميرسد بر شاخ
در پاريس تنظيم كارناوال با مصارف گزاف وظيفهء اصناف است و به حكم سابقه صنف قصاب مقدم ( گوشت گوشت است مأكول يا مكحول ) زيباترين بانوئى كه گوى حسن را از ميدان جمال برده باشد از جرگهء قصابان ملكهء اجتماع است اصحاب او باز گرو بردگان حسن شمايلند ، هر صنف محفلى مخصوص دارد كه به ترتيب و رديف در سير ميآيند ، در مراكز شهر جلوهگر گشته تا بحضور رئيس جمهور ميروند ملكهء قسمت ديگر از كارناوال خودمان