تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
واو و يا نيز در خط كوفى دو صوت داشته‌اند و دارند يا جامدند يا حركت ، در خط ميخى هر كدام علامت مخصوص داشته‌اند . واو و ياى حركتى باز بر دو قسم است معروف ( رؤ ، مؤ ) و مجهول ( بيئر ، مؤبد ) واو و ياى مجهول در حقيقت همزهء ساكنند مسبوق به بؤى از آواز ضمه و كسره و از قديم اين رسم الخط بوده است . در حروف ميخى كه الف هاوى و همزه يك صورت دارند ياى مجهول را همچنان به يا و دنبال آن همزه مينوشته‌اند و مثل آن در كنده‌ها منحصر بشير درنده است ش‌ىار نوشته ميشده است و در خطوط ميخى خ‌ش‌ىار است . در خشى ارشا الف همزه علامت مجهول بودن يا است نه الف هاوى . ( بلكه همزه ساكن ما قبل مكسور ) و با اين ملاحظه مىشود خشيئر شه پس از حذف خا كه در زمان ساسانيان هم محذوف بوده است مىشود شير شه . اصوات مركب در همه السنهء آريائى به دو حرف نوشته مىشوند ياى مجهول در فرانسه به
ei
نگاشته مىشود
Pleine . reine
اما ( س ) آخر كسرسس رسم يونانى است در اسامى . همچنين است در آرتا كسرسس كه اردشير شه است ايكس كه بجاى خا و شين بوده امروزه در آلمانى و فرانسه بتلفظ معمول خودشان گفته مىشود در خطوط ميخى خا و شين است . ركسانا
Roxana
زن اسكندر در تواريخ ما روشنك است اينجا هم
x
بجاى شين افتاده است شايد رخشنك بوده است قرينه آنكه خا زياد مورد توجه نبوده و سين و شين ملتبس ميشده‌اند خشتر پاوان است شهربان كه يونانيان ساتراپ روايت كرده‌اند . خشئير شه به خط ميخى خ‌ش‌ىارش‌ا است الف وسط در اين محل همزه ( ء ) است و ساكن و الف هاوى در آخر كلمهء الحاقى شين متحرك بوده است البته بكسر . نكتهء ديگر آنكه اگر در خشيئر خشا قسمت اول خشى بمعنى شاه مىبود نظر به آنكه ئى حرف مخصوص دارد ميبايست بجاى يا باشد چنان كه در فرهنگ ضبط است و زدراكزر سرس مكسور است در اردشير آرتااكذرسس ات‌رخ‌ش‌ترا اختلاف است به حكم الكاتب حين الكتابت تبديلات و ترك واقع شده است يا از قلم افتاده بقرينه ارت خشئير شه است ارت به معنى غيور است اردشير بخصوص مختلف نقش شده است و سترگارد
Ardakh casda
خوانده است بقاعده
Xerxes
ارتخشيئر خشه است تا بدل بدال شده است خاها محذوف مىشود اردشير شاه . اردشير را لنگ پريه ، ولينگتن ، وسترگارد و بنفى « 1 » مختلف خوانده‌اند ، در تورات آهاسو ئروس است . چون در خط ميخى علامتى براى حركات نبود براى رفع التقاى ساكنين ، ميخىخوانان همه جا الف هاوى بجاى حركات الحاق كرده‌اند اعم از فتحه و كسره و ضمه و در آخر كلمات الفى « 2 » زايد آورده‌اند .
هامش
( 1 ) -Westergard , Wellington , Longperier , Benfey( 2 ) - در موقع نوشتن گزارش من متوجه اين نكته نبوده اسامى را بطوريكه قرائت كرده بودند نوشتم الفهاى الحاقى بكتابت آمد .