پراكند كار آگهان در جهان * كه تا نيك و بد زو نماند نهان
انترناسيونال ( ارتباط طبقهء عامل ملل ) كه امروز روى منافع مادى كار مىكند اگر در منافع مادى روى اعتدال بايستد و روى صلح عمومى اتحاد كنند و حفظ اصول جارى بىهواى فرعنت اميد صلح ده بر صد خواهد بود .
ديپلوماسى
ديپلوماسى پرداختن دروغ است به نزاكت و فريب حريف به طلاقت .
امروز دهل زير گليم است در مقابل شترسوارى دولادولا و رقص در تاريكى و گفتهاند بهترين ديپلماتها آن است كه بهترين شامها را بدهد يا بمدلول مثل معروف كدخدا را ببين ده را بچاپ « 1 » .
نزاكت با مرامهاى جديد سازگار نيست ديپلوماتها در برداشت سردرگمند و در فروداشت حيران كه چه كنند گفتهاند عقل اختيار اهون ضررين است .
ژنرال فوش سرحد فرانسه را روى سياست شمشير رودرن ميخواست كلمانسوروى سياست دور - بينى گفت نبايد آلزاس ولرن ديگر ساخت . وزراى انگليس محو آلمان را ميخواستند ادواردگرى گفت لنگر تعادل را از دست نبايد داد .
ديپلوماتهاى اين دوره آن نكات را رعايت نكردند .
ديپلوماسى ايجاد روابط حسنه بود حال تدارك مناسبات سيئه است قول و قرار اعتبار ندارد فكر سود بر انديشهء اصلاح ميچربد .
در جنگ اخير سياسيون فرانسه باعتماد سد ماژينو خواب رفتند ، انگليس و امريكا امروز با سد كانال و اتلانتيك چشم خودشان را مىمالند .
اصحاب شور و قلم و ارباب شمشير و علم بدانند كه سياست زمان اژدهائى است دمان ، به خواب اژدها بخواب نبايد رفت . عهود گذشته ولو نسيا منسيا نمايد برجا است ، افق تاريك ، هوا منقلب و عهود در كمون .
اگر پيلزورى و گر شير چنك * بنزديك من صلح بهتر كه جنك
چو شمشير پيكار برداشتى * نگهدار پنهان ره آشتى
همى تا برآيد به تدبير كار * مداراى دشمن به از كارزار
به نرمى ز دشمن توان كند پوست * چو با دوست سختى كنى دشمن او است
باندازهاى بود بايد نمود * خجالت نبرد آنكه ننمود و بود
تأملكنان در خطا و صواب * به از ژاژخايان حاضر جواب
چرا گويد آنحرف در خفيه مرد * كه گر فاش گردد شود روى زرد
بسوگند گفتن كه زر مغربى است * چه حاجت محك خود بگويد كه چيست
كسانى كه پيغام دشمن برند * ز دشمن همانا كه دشمنترند
من مكرر مورد ملالت شيخ واقع شدهام .
تأملكردن كه چه گويم به از پشيمانى خوردن كه چرا گفتم .
اعتذار
آنچه گفتم خير تو پنداشتم * از عقيدهء خويش بد برداشتم
گر بدى بينى در آن از كموبيش * چشم از آن درپوش از خوبى خويش
بس كه زحمت ديدم از اخلاق خود * بس مذمت كردم از اخلاق بد
زحمت ما جمله از اخلاق ماست * انتقاد خويشتن آن را دواست
من چه كردم يا چه خواهم كرد باز * در شريعت اين بود سر نماز « 2 »
هامش
( 1 ) - صفحهء 288 - 296
( 2 ) - اقم الصلاة ان الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر