مقررا 12 ماهه 64200 ريال
39410 ريال
103610 ريال
سابق برات صادر ميشد 57303 ريال
لاحق صادر مىشود 46307 ريال
103610 ريال
نرخ بعضى اجناس را ياد كنيم كه چه بود و چه شد ، خصوص پس از جنگ اخير به كيلو و ريال در سال 1323 قمرى قبل از مشروطيت .
برنج / گوشت / روغن / پنير / سبزى / هيزم / نان
2 / 1 1 / 1 0 / 7 3 / 1 5 / 0 15 / 0 5 / 0
1367 قمرى ( متزلزل )
برنج / گوشت / روغن / پنير / سبزى / هيزم / نان
0 / 15 0 / 40 0 / 130 0 / 50 0 / 6 8 / 0 0 / 6
سابق مستبد بوديم و دور از تمدن ، حال دموكراتيم وارد بتمدن .
در غيبت شاه محمد على ميرزا بمدرسه آمد ، صد نفر شاگرد آراسته تحويل دادم .
در اوايل مشروطيت كامران ميرزا بمدرسه دعوت كردم ، نطقى مختصر و مفيد در محسنات مجلس و مناسبات نظام ارتجالا نوشتم فضل اللّه خان از شاگردان مدرسه كه طلاقت لسان داشت حفظ كرد ، ازدحام بقدرى بود كه به من راه نميدادند ، نطق در كلاس خوانده شد ، بعد نايب - السلطنه تمجيد فرمودند از براى من رقت حاصل شد ، صورت آن نطق را ندارم اين فضل اللّه خان بعدها وارد ژاندارمرى شد ، فتنهء كاشان بدست او خاتمه يافت ، كاروانى زده شد كار گروهى سره شد ، پس از قرارداد 1919 انتحار كرد ، سبب آن را ندانستم .
مخبر السلطنه - صاحب اختيار - محمد عليميرزا - سپهسالار مشير الدوله - جلال الدوله - معين الدوله - مؤيد السلطنه اسد اللّه ميرزا
حركت شاه و نايب السلطنه چون ملكهء نحل بود كه از كواره درآيد ، ملكه در پيش و مگسها دنبال او ، براى اشخاصى كه جسارت مخصوص نداشته باشند مجال قرب بدست نمىآيد ، ناصر الدين شاه خواص را كه دور ميماندند ميخواند .
پس از مراجعت شاه امر كردند ناصر الدين ميرزا نصرت السلطنه ، اعتضاد السلطنه ، از فرزندان ناصر الدين شاه و خودشان ، اعزاز السلطنه و سه نفر ديگر از اولاد نايب السلطنه كامران ميرزا بمدرسه آمدند ، در سلام اول شاهزادگان را كه هنوز نميتوانستند قدم بگيرند جلو دسته قرار دادم ، پس از سلام مرا خواستند فرمودند چرا شاهزادگان را مقدم داشتى بايد مثل افراد با آنها سلوك كنى ، مدرسه رونق فوق العاده گرفت ، از سفارتخانهها آمدند و عكس برداشتند صاحبمنصبان اول ژاندارمرى غالب شاگرد آن مدرسه هستند ، كلاه پهلوى همان كلاهى است كه شاگردان مدرسه بسر ميگذاردند
مدرسهء نظام نسبت بسابق سه برابر بودجه دارد ، سه برابر سابق مىشود فايده برد سردار - كل طمعش گل كرد ، چند نفر از كسان او در مدرسه درس ميخواندند بىادبى بمعلم كردند ، آنها را از مدرسه خارج كردم ( و اين در مشروطيت بود ) در منزل طباطبائى ركن ركين مجلس متحصن
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )
ص١٣٩