خلاف نزاكت در اين مسافرت شكلى بود كه در روزنامه از قوام السلطنه سفير ما در اطريش چاپ كرده بودند كه يك مجموعهء نشان در دست دارد و پى مشترى ميگردد .
در تئاتر كارلسباد براى ترجمه من در لژ شاه بودم ، شخصى ديده بود و گمان كرده بود من از رؤسا هستم ، نزد من آمد و تقاضاى نشانى كرد ، بتوسط وكيل - الدوله نشانى براى او گروپ خدمهء قهوهء سال مودت
گرفتم ، مردم هم فوق العاده دنبال نشان ميدوند ، مدت كارلسباد سر آمد
شاه به استاند رفتند ، بيست روزى كنار درياى شمال گذشت ، بين حكيم الملك و اتابك شكرابى پيدا شد و روزبروز بر شور مىافزود .
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )
ص١١٥