تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
جمادى الاول هستند . از قرار مذكور به سلامتى تشريف‌فرماى شهر مىشوند . حضرت اجل امجد اشرف صدر اعظم گاهى شهر هستند ، گاهى بالا ؛ همچنين جناب جلالت‌مآب امين الملك . ديگر به هيچ وجه خبرى نيست . صاحب جمعى را دادند به جناب مصطفى خان برادر حضرت اجل اشرف صدر اعظم مد ظله عالى . از قرارى كه مذكور است ، خود جناب صاحب جمع به او واگذار نمود . ايلات خوار ورامين را هم دادند به مقرب الخاقان ميرزا كريم . در حقيقت ، هم رئيس دربخانه حضرت صاحب جمع قديم است و هم ايلات سپرده به او است . ميرزا حسين كبارى از حبس‌خانهء جناب صاحب ديوان بيرون آمده ، شش هزار تومان جابجا گرو داده ، چهارده هزار تومان ديگر از او مطالبه مىنمايند . همه روزه خانهء جناب امين السلطنه است به جهت گذشتن حساب . جناب نصير الملك شيرازى را دو سه روز قبل حضرت اجل اشرف صدر اعظم فحش زيادى داده‌اند كه هركس شيرازى بشود خودش وزير دارد ، تو اينجا مانده‌اى چه كار ، برگرد برو شيراز . جناب قوام الملك در بوشهر حاجى محمد جعفر تاجر را با دو نفر تجار ديگر فحش گفته ، اذيت كرده است . تجار بوشهر تمام اتاق‌هاى خود را بسته‌اند ، تلگرافخانه عارض شده‌اند . مىگويند ، حكم شده است كه جناب قوام دخل و تصرف به امورات آن‌ها نكند . ريحان خان بهارلو و زياد خان بهارلو هم نزاع كرده‌اند ، ده - بيست نفر كشته شده . زياد خان از جانب سركار نواب ركن الدوله مأمور به گرفتن ريحان خان بوده ، زيرا كه ريحان خان بسته به حسين خان بهارلو مىباشد . فارس آنقدر مغشوش است با بلوكاتش كه نهايت ندارد . ساير جاها همانطور است كه عرض شد . خداوند به فرياد مسلمانان برسد .

يك‌شنبه 5 رجب 1313 قمرى از خرم‌آباد : سعد الملك به بروجرد : رضا قلى خان

هو نور چشم مكرم اگرچه پريروز كه سوم شهر رجب بود در صحابت قاصد مخصوص شرحى نوشته‌ام ، البته الى حال رسيده و ملاحظه نموده‌ايد ، اينك هم كه پست حركت مىنمايد اين مختصر را مىنويسم . پريروز مقارن غروب ، على اكبر خان سرهنگ ذخيره بيان كرد كه در اين سفر بختيارى شما ، چهار هزار فشنگ به مصرف رسيده است ؛ بعلاوه ، دو قبضه تفنگ هم مفقود شده . شما كه خودتان هيچوقت از اين مطالب چيزى نمىنويسيد . لكن تكليف من اين است كه از اين قبيل اخبار هرچه مىشنوم ، اقلا از شما تحقيق بكنم . شما مىدانيد كه ديوان براى گرفتن خواجه تيمور ، هرگز چهار هزار عدد فشنگ از من و شما قبول نخواهد كرد ابدا ؛ غرامت خواهند گرفت . دو قبضه تفنگ مفقود را كه بر سبيل حتم بايد غرامت داد . نمىدانم در اين خصوص چه خيال