ضمائم بخش پنجم
عريضهء حسين قلى خان پس از عزل از حكومت فارس به ميرزا على اصغر خان امين السلطان ( تهران - 1312 قمرى )
هو پس از اينكه از فارس خراب مراجعت كردم و از واقعات تقديرى و سوء اتفاقات مطلع شدم ، چاره را در اصلاح امور خود ، منحصر ديدم كه قرآن را شفيع و واسطهء خود قرار بدهم . در سلطنتآباد اين شفيع بزرگ محترم را نزد حضرتعالى آوردم ، قول و اطمينان داديد و سعد الملك را سريعا از تلگراف احضار فرموديد كه بيايد ، تدبيرى و ترتيبى براى اصلاح اين عمل ، كلوخچينى و طراحى شود . عريضهاى هم نوشته بودم ؛ فرموديد ، حك و اصلاح لازم دارد ، مىكنم ، بعد مىدهم پاكنويس بكن .
اين عريضه كه حك و اصلاح نشد ، سعد الملك هم كه آمده ده روز تمام به وعدهء صبح و شام و امروز و فردا مواظب و معطل شد ، ابدا فرمايشى بروز نكرد . هردو مأيوس شديم و دانستيم كه خيال حضرتعالى به توجه و اقدام نيست . در خاكپاى اقدس به قدرى كه در مسئلهء برقرارى صد سوار بختيارى شد ، در اين كار چاكران قديمى ، ايستادگى مىفرموديد ، ابطال و امتناع اين امر بزرگ را كه متدرجا در خاطر همايونى توليد نموده عرض مىكرديد ، مسلما مؤثر و مفيد واقع مىشد .
قوام الدوله و حشمت الدوله چهل هزار قشون را با اسلحه و ملزومات سفر دولتى و همين قدرها اموال صاحبمنصب و غيره اهل اردو را در مرو بر باد دادند و افتضاح اين ، جزو تاريخهاى كرهء ارض ثبت شد ؛ معهذا جريمهء اين تقصير بزرگ بيست هزار تومان از قوام الدوله گرفته شد و پنج هزار تومان از حشمت الدوله . فورا به دلجوئى اين جريمهء نقدى ، يكى را به يزد حاكم كردند و ديگرى را به اصفهان . اين غلام پير ، چهل سال است خودم در سرحدات خراسان و فارس و مأموريتهاى عربستان و اصفهان و خمسه و يزد خدمت كردهام ، زحمتها كشيدم كه نمىتوانم شرح دهم . پنجاه سال هم پدرم و عمويم و جدم خدمت و جانبازى كردند . در اين مدت يك خيانت پنج تومانى از ما صادر نشد . معهذا ، بايد جريمهء صد هزار تومانى بدهم كه چرا هشت سال گمركات