و بنادر در اجارهء شما بود و مبلغها بر عمل سابق آنجا افزوديد و مثل ملك التجار و محمد حسين ميرزا و ديگران ، باقى نياورديد و منظم نگه داشتيد و اسباب نيكنامى دولت بوديد و آسودگى رعيت . به قدر امكان تا جائى كه كارد به استخوان نرسيده است ، مىخواهم بىغيرتى و نمك بحرامى نكنم و مورد ملامت عقلا نشوم ، گرهء ناخن را به دندان نيندازم . بعد از مأيوسى ، به ذات اقدس الهى و بروح پاك تمام انبياء و اولياء ( ص ) ، از حول قوهء خدا خارج و به حول قوهء شيطان داخل شده باشم . اضطرارا سه طفل صغير و دو زن دارم ، هرپنج را برمىدارم و به ملت و دول عيسوى مذهب عموما ملتجى مىشوم و دين عيسوى اختيار مىكنم كه ، در حمايت تمام دول و ملل مسيحى باشم و بتوانم رفع چنين ظلم بزرگى را كه اول ظلم و حادثهء كرهء ارض است از خود بكنم .
سهشنبه 11 ربيع الاخر 1313 قمرى از تهران : احمد [ برادر رضا قلى خان و مجير السلطنهء بعدى ] به بروجرد : رضا قلى خان
هو تصدقت گردم هفتهء گذشته چهارم شهر ربيع الاخر كه چاپار استمرار ، از كل نيامد . اين هفته هم كه روز سهشنبه 11 شهر ربيع الاخر است و تقريبا سه ساعت و نيم به روز مانده ، هنوز چاپار نيامده . فدوى ديدم وقت مىگذرد و چاپار رهسپار بزم حضور مرحمت ظهور است . به مقتضاى فرط عقيدت و بندگى و شرط ارادت و چاكرى ، به اين مختصر عريضه در مقام جسارت برآمده . اولا زبان جان و لسان روان بقاى صحت و عزت و ازدياد جلالت آن وجود مبارك را از درگاه ابديت مسئلت نموده . ثانيا بواسطهء نيامدن پست هفتهء گذشته ، رابطهاى كه حضرات نسوان طايفهء كاكاوند در اين خانواده و سلسله عليه دارند ، مردهاشان كه خبرى مىشوند كه چاپار نيامده ، جعليات درست مىكنند بىربطها مىگويند . زنهايشان قدرى شماتت بر مهملات آنها مىافزايند ، از صبح تا شام ، چادر سرشان مىكنند ، اين خانه آن خانه مىروند و مزخرفات مىبافند .
مثلا ، « اسبهاى جناب جلالتمآب سعد الملك را بردهاند . دو نفر از آدمهايشان را كشتهاند كه يكى از آنها صفر على خان است . بروجرد شورش نموده است ، نگذاردهاند چاپار عازم تهران بشود . جناب مجير السلطنه از شهر بيرون رفته است . 25 هزار تومان به ولايت بروجرد نقدى شده است . » از اين قبيل حرف مزخرف بسيار ، از هرجا هم صدا بلند است . اين حضرات هم در خانه نشستهاند ، باعث تشويش و اضطراب آنها مىشود . خدا شاهد است ، چند روز است خيلى وحشت دارند . على الخصوص كسان و متعلقان و بستگان حضرتعالى و سركار عليه حاجى بىبى و سركار خانم و كسان خانهء جناب جلالتمآب آقاى سعد الملك . هرچه هم فدوى عرض مىكند كه هيچ خبرى نيست و وجود مبارك آقايان به حمد الله نهايت سلامت است ، در كمال انتظام مىگويند پس چرا چاپار نيامده .