شرح احوالم را اگرچه مغشوش و بىترتيب نوشتهام ، ولى ضمنا منظورى كه داشتهام ، اين بوده است كه حوادث تاريخى ايران و شرح حال و حسب و نسب رجال معاصر را كه در تاريخ سپهر و ديگران خلاف واقع نوشتهاند ، از روى صحت بنويسم تا خوانندگان بتوانند از آن فايدهء تاريخى ببرند . داستان اغتشاش بيرانوند و تزلزل كار حكومت لرستان خود را شروع كرده و ناتمام ختم كردم ، زيرا كه ملاحظه مىكنم مسئله خبطى پيش آمد و اسباب زوال دولت ايران مهيا شد ؛ لازم و واجب شمردم كه شرح حال و وقايع تاريخى مدت عمرم را معوق گذاشته ، به تاريخ جلوس شاهنشاه جمجاه و پيشامد امور دولت بپردازم .
آغاز سلطنت مظفر الدين شاه
اگرچه قضيهء شهادت ناصر الدين شاه قاجار در 17 ذيقعدهء سنهء 1313 از لحاظ كفايت و قدرت ميرزا على اصغر خان صدر اعظم در آن موقع قابل تمجيد است ، چون نظما و نثرا ديگران آن حكايت را تا ورود موكب مظفر الدين شاه به مركز سلطنت كه دار الخلافهء تهران است نوشتهاند ، من آنچه را از ثقات مخبرين استعلام كردم و از نوشتجاتى كه براى من در لرستان و بروجرد مىرسيد اطلاع دارم ، اينست كه بدون يك حرف نقيصه و زياد و غرض و منظورى مىنويسم .
در آذربايجان بعد از غارت و خراب شدن خانهء آقا ميرزا عبد الرحيم خان پسر عموى نظام العلما « 68 » ، كار پيشكارى راجع شد به شاهزاده عبد المجيد ميرزا ملقب به عين الدوله پسر سلطان احمد ميرزا ملقب به عضد الدوله كه از صلب فتحعلى شاه و از بطن تاج الدوله بانوى حرم فتحعلى شاه و از ادانى اهل اصفهان بود و خود عين الدوله به مصاهرت وليعهد اختصاص يافته بود و منصب تفنگدار باشيگرى داشت و بهعلاوه گاهى هم به حكومت قرجه -
هامش
( 68 ) - حاج ميرزا محمد رفيع طباطبائى فرزند ميرزا على اصغر مستوفى از ادبا و اعيان تبريز و ملقب به نظام العلما بود . مهدى مجتهدى در كتاب « رجال آذربايجان در عصر مشروطيت » موردى از حمله به خانهء نظام العلماء را نيز ثبت كرده است . واقعهء اخير در 1316 قمرى و به تحريك پيشكار آذربايجان امير نظام گروسى اتفاق افتاد . ر ك : مجتهدى ، مهدى . رجال آذربايجان در عصر مشروطيت : 157 .