يك سلسلهاند خواجگان نور مازندران و اصل و نسب آنها در كتب تاريخى زمان قاجاريه مانند روضة الصفاى ناصرى جلد دهم و كتاب شجرهنامه تأليف آقاى عبد الله خواجه نورى و طبق مجموعه اسناد و مدارك خطى موجود از اعقاب خواجه ابو الصلت هروى مىباشند .
خواجه ابو الصلت نامش عبد السلام بن صالح بن سلمان بن ايوب ميسره - الهروى القرشى بوده - چون تعصب و تعلق خاطر و ارادت شديدى به حضرت امير المؤمنين على عليه السلام و اعقاب او داشتند از هرات به مدينه مهاجرت كرده و در آنجا متوطن شده و خواجه ابو الصلت در آنجا متولد گرديد و چون اهميت مقام او مسلم و در همه مراجع و تواريخ مذكور است تفصيلى زيادتر لازم ندارد - بعدها همه خاندان و بازماندگان خواجه ابو الصلت بسركردگى قايد هدايت فرزند ارشدش از قم به ناحيه نور مازندران مهاجرت نمودند و در قريهاى كه امروز به نام « بلده » معروف است ماندگار شدند و خواجگان نور از بازماندگان همين قايد هدايت هستند .
از اوضاع و احوال زندگى اين خاندان در فاصله زمان تاريخ توطن قايد هدايت تا ميرزا محمد اكبر پسر خواجه بيك كه معاصر با زمان سلطنت شاه عباس دوم صفوى ( 1052 - 1077 ه . ق . ) بود اطلاع دقيقى در دست نيست . ولى طبق همان مدارك خطى مشهود است كه از سال 1042 ه . ق . از دهستان « تته رستاق » تا دهستان « اور زرد » در مازندران به اين خاندان تعلق داشته و ريشسفيدان و بزرگان آنها همواره بر اين ناحيه حكومت مىكرده و مرجع تقليد و علم و فضل و دين بودهاند .
چنان كه در يكى از سفرهاى شاه عباس دوم به مازندران و اشرف ( بهشهر امروز ) و فرحآباد كه به دستور پادشاهان صفوى روى تپه مرتفعى در شمال اين شهر ساخته شده بود . مغرضين و دشمنان از حاجى محمد اكبر فرزند خواجه لطف الله ابا صلتى و نوه قايد هدايت به حضور شاه عباس دوم بدگويى و سعايت نمودند . ولى آن پادشاه كه از حقيقت اين بدگويان و حاسدان مطلع بود و مىدانست اين خاندان از مريدان حضرت رضا ( ع ) بوده و از متعصبين شيعهمذهب هستند - حاجى محمد اكبر را مورد اعزاز و لطف قرار داد و حكومت آن ولايت را به پسرش خواجه ابدال بيك
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى
ص٢٧٦