تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤

نكاتى چند درباره خاندان مادرم

نظر به اينكه مرحوم ممتحن الدوله چگونگى ازدواج دوم خود را كه در سال 1303 ه . ق . برابر سال 1263 شمسى انجام داد مبسوطا در خاطراتش شرح نداده يا اگر نوشته در اثر مرور زمان و عدم توجه مرحوم برادر بزرگم موش خورده يا مفقود شده از اينرو درصدد برآمدم در مورد اين ازدواج كه با صبيه مرحوم ميرزا محمد خان نورى به نام حاجيه خانم ( چون در روز عيد قربان متولد شده بود اين نام بر او گذاشتند ) ملقب به فخر الحاجيه كه در سال 1289 ه . ق ( برابر 1249 شمسى ) به دنيا آمده بود و منشاء خاندان نورى تحقيقات عميقانه‌ترى بنمايم . اول از تنها خالهء مسنهء خود بانو رباب خانم ( زينت الملوك ) عيال مرحوم آصف نظام علامير فرزند دوم مرحوم ميرزا حسينعلى خان معين الدوله اولاد ارشد مرحوم ميرزا رحيم خان علاء الدوله كه در صفحات خاطرات پدرم از او ياد نموده پرسش نمودم اظهار داشت نام پدرم ميرزا محمد خان نورى فرزند حاجى محمد قلى خان فرزند ميرزا زكى خان سردار نورى كه داماد فتحعليشاه و وزير بالاستقلال فارس بوده است . مرحوم ميرزا محمد خان پدرم دو عيال گرفت يكى والدهء مرحومه مادر شما كه خيلى زود فوت كرد و دومى مرحومه صغرا خانم شقاقى نوه خاله مرحوم ممتحن الدوله و به همين جهت پدر شما او را دائى قزى صدا مىكرد . خاله‌ام مىگفت خوب به ياد دارم مرحوم ميرزا مهدى خان مشير نظام فرزند ميرزا ابو القاسم خان وزير و مادرم تعريف مىكردند كه وقتى پدرتان مرحوم بحر العلوم كه هميشه جهت روضه خوانى به خانواده ما رفت و آمد مىكرد و وصى و وكيل پدرمان بود او را براى خواستگارى نزد نوه خاله‌اش فرستاد مادر شما فقط سيزده يا چهارده سال داشت . پدر ما در ركاب ناصر الدين شاه به مشهد رفته بود . بدوا به دو علت از اين وصلت در خانواده مخالفت مىشد اول اينكه مىگفتند مرحوم ممتحن الدوله زياد فرنگىمآب و سنش با ازدواج با مادر شما متناسب نيست دوم اينكه پدر ما در تهران نيست و رضايت او حتما لازم است . ممتحن الدوله مخارج سفر بحر العلوم را تقبل نموده او را روانه مشهد مقدس نمود . بعدا كه مرحوم پدر ما و بحر العلوم از مشهد باز