اگر در اين باب مسامحه به ظهور برسد و مجددا عرض نمايند ، محصل شديد براى انجام اين امر مأمور خواهد شد . زياده زياده است .
تحريرا فى شهر ذى حجة الحرام سنهء 1275
- 8 -
هو عاليجاها ، عزيزا شرحى كه نوشته بودى رسيد و از مسطورات آن اطلاع و استحضار حاصل گرديد . در باب مأموريت عاليجاه حاجى غلامعلى خان مخدومى والى كاغذى نوشته و دو فقره مطلب در آن درج گرديده : اينكه وقتى كه حاجى غلامعلى خان مأمور شده اين قدر خدمت به او محول نبود حال زياده شده ، و يكى هم احكامى كه از ديوان عدليه صادر شده بعضى از آن رجوع به شرع انور نشده است . اولا از قول اينجانب به ايشان حالى نمائيد كه بعد از آنكه عارض عرض كرده بايد قرارى در عمل او داده شود و آنچه محصل لازم دارد مأمور شود . پس از براى هر امرى از امور اگر محصلى مأمور شود از براى آنها البته خوب نيست و بهتر اين است كه عاليجاه حاجى غلامعلى خان كه آدم معقول و نجيب است و اينجانب محض دوستى مخدومى والى او را به اين خدمتها مأمور كردهام رجوع شود ، و اين فقره از براى ايشان مصلحت است . نمىدانم به چه سبب ازين فقره اكراه دارند . به عاليجاه مشاراليه نوشته شد كه زودتر خدمات را انجام داده معاودت نمايند . البته آن عاليجاه هم درين باب اهتمام نمايد كه زودتر كارهاى او تمام شود .
و فقرهء ديگر در باب احكامى كه از اينجا صادر مىشود ثبت آن در كتابچهء ديوان عدليه هست . در همهء احكام قيد شده كه يا به قاعدهء عرفيه و قانون ديوان عدليه محصل مأمور به اطلاع والى و آن عاليجاه انجام بدهند . و با اينكه اگر به اين طريق صورت نمىگيرد رجوع به محضر شرع انور نمايند . در هر دو صورت حكم گذشتن امر صادر مىشود نه اينكه امرى كه محتاج به مرافعهء شرعيه نيست من باب معطلى رجوع شود كه هم محصل مأمور معطل بماند و هم عمل در عقدهء تعويق باشد .
خلاف حكم خدا و رسول در احكام ديوان عدليه بهيچوجه نوشته نشده است و نخواهد شد . البته اين دو فقره را درست به ايشان حالى بكنيد كه من به دوستى و