مشغول ننمايند اما چون عواقب امر كشمكش شاه با آزاديخواهان تاريك است اثر نمىنمايد .
اوائل حمل يكهزار و سيصد و بيست و هفت 1327 تلگرافى از لندن بامضاى ابو الحسن خان معاضد السلطنه كه يكى از مهاجرين است باستانبول بعنوان انجمن سعادت ميرسد رجال مهاجر كه در استانبول و پاريس و غيره هستند بايد بلندن بيايند چونكه روسها خود و جرائد اروپا مخصوصا انگلستان نشريات دروغى راجع بايران ميدهند لازم است يك مجمع ملى ايرانى در لندن باشد آن نشريات را ترديد و تكذيب نمايد رسيدن اين خبر و نرسيدن اخبار آذربايجان بواسطه آنكه لشكريان استبداد در جلفا سيم تلگراف را قطع نمودهاند و رسيدن اخبار موحش از افواه در محاصره شدن تبريز و سختى ارزاق حواس ايرانيان استانبول و مخصوصا انجمن سعادت را پريشان نموده است كميته سرى ما آنچه بتواند اقدام مىكند ولى بديهى است مركزى كه رسما شناخته شده انجمن سعادت است كه شرح حالش از پيش گفته شده و اشخاص بالنسبه منور الفكر بواسطه غلبه افكار عوام در انجمن اقبالى بانجمن ندارند خصوصا بعد از تشكيل انجمن سرى كه كاركنان حقيقى انجمن سعادت در آن كار ميكنند انجمن سعادت هيولاى بىروحى است و حركت مذبوحى مينمايد .
در اينحال انجمن سعادت نگارنده را بانجمن خوانده ميپرسد در باب كارهاى ايران عموما و كار آذربايجان خصوصا و امر مداخله روسها چه بخاطر شما ميرسد ميگويم كار سياست در هم پيچيده است و ما مردم درس سياست نخوانده بىخبر از همه جا نميتوانيم در سياست آن هم در مقابل مردمى كه قرنها وقت و ميلياردها پول صرف سياست نمودهاند دخالت بكنيم استعداد نظامى هم براى مجاهدين ايران از استانبول نميتوانيم بفرستيم فقط كاريكه از ما ساخته است اينست كه وجه اعانه جمعآورى نموده بتبريز ارسال داريم كه بتوانند در مقابل قواى استبدادى دفاع نمايند گفتند مردم بيچاره و فقير شدهاند ندارند بدهند گفتم اوائل ورود باستانبول شرحى بانجمن نوشتم در باب پول و تحصيل آن عقيده خود را گفتم اگر آن روز اقدام كرده بوديد حالا مبلغى وجه نقد در صندوق ميداشتيد و رفع حاجتهاى شما را ميكرد تحصيل پول از راه اعانه
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٧٤