تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
شرايط را بطوريكه نوشته شد مرتب ذكر مىكند و ما هم از سابقه آن بيخبريم تصور مينمائيم از تهران به او اشاره‌ئى شده باشد و چون كار را سخت ديده‌اند از در مسالمت درآمده‌اند و مقصدشان اينست باينوسيله سلطنت شاه و جان و مال درباريان خائن محفوظ بماند و هم بآمدن يكى از حجج اسلام نجف بتهران شاه بتواند بگويد من از هيجان ملت انديشه نكردم بلكه چون رئيس روحانى از نجف بتهران آمد ناچار شدم به خواهش او مجلس را باز نمايم . خلاصه اين خيالات باعث مىشود كه با ارفع الدوله مختصر همراهى بشود و ميگوئيم ممكن است پنج نفر از علماء كه قانون اساسى تصويب مىكند در مجلس باشند از طرف علماى نجف زودتر انتخاب شوند و همانها ميان ملت و شاه حكم بوده باشند امنيت شاه را از بابت سلطنتش ميتوان اطمينان داد كه از طرف ملت قيامى بر ضد او نشود ولى حفظ جان او از دست افراد خارج از قدرت ملت است مگر آنكه خود را محافظت نمايد ارفع الدوله اين حرفها را ميشنود و ميگويد من بسعد الدوله تلگرافى خواهم كرد ارفع الدوله بسعد الدوله وزير خارجه تلگراف مىكند به اين مضمون ( بعقيده قاصر بنده براى استقلال مملكت بايد هرچه زودتر ميان دولت و ملت را صلح داد اگر اجازه ميفرمائيد داخل مذاكره باشم . رضا ) در تاريخ چهاردهم صفر جواب از سعد الدوله ميرسد به اين مضمون ( تلگراف جنابعالى رسيد بعرض رساندم همينقدر اطمينان مىدهم كه رأفت و عنايت اعليحضرت اقدس همايونى ارواحنا فداه نسبت برعايا به حد كمال است در فقره اصلاح معلوم نشد بچه ترتيب و مقصد چيست يقين دارم هر اقدامى بفرمائيد از روى كمال دولتخواهى است . سعد الدوله ) اوفع الدوله اين تلگراف را بانجمن سعادت ميفرستد و شرحى به اين مضمون مينويسد ( بانجمن سعادت ايرانيان ادام اللّه بقائه چند روز قبل بر حسب تكليف مليت تلگرافى بتهران فرستادم الان جواب رسيده لفا باسواد تلگرافهاى خودم به جهت استحضار خاطر شريف اعضاى انجمن محترم سعادت ايفاد نموده خواهش ميكنم وقتى را معين كنيد بسفارتخانه تشريف آورده در خصوص اصلاح ميان دولت و ملت از مقامات لازمه كسب تكليف نموده شروع بمذاكره نمائيم بلكه انشاء اللّه از يمن اقدامات وطن‌خواهانه رؤساى ملت جلو