خصوصا دختران كه بواسطه آزادى در اروپا تحصيلات خود را تكميل كرده بازگشت مىنمايند و در ايران در مدارس دختران و غيره تدريس ميكنند و آثار ترقى بسيار در آنها هويدا است و بواسطه يادآورى بدبختيهاى پيش خود دو اسبه رو بخوشبختى ميتازند استطاعت و مكنت هم آنها را مدد مينمايد .
سخن در يهود پدوليچيگا بود - قيافه آنها بيهود ايران شبيه است روى لباس خود جبه سياهى دربر ميكنند برسم اروپا شاپو سر ميگذارند ولى در مجالس آن را برنمىدارند بد مىپوشند و خوب مىخورند هركدام اندك مكنت دارند بيش از آن تكبر مىفروشند .
در هتلى كه منزل داشتم بيشتر از متكبرين آنها براى صرف شام و ناهار به آنجا مراوده ميكردند من نه زبان آنها را ميدانستم و نه هيچگونه رابطه الفتى با آنها داشتم بعلاوه پريشان حواسى كه بواسطه توقف نابهنگام آنجا مرا بود نگرانى بى - اندازه از طرف خانواده خود علاوه بر كسالت مزاجى كه رويداده بود چنان مرا مشغول به خود داشت كه به ديگران نمىپرداختم تذكره مرا بردند بلئوپن
Ieopone
كه بفاصله يك روز برگردانند اتفاقا بارندگى شديد شد سيل عظيم برخاست و از هرطرف خصوصا در فاصله ما بين لئوپن و پدوليچيگا راهآهن ويران گشت آمدورفت قطارها مختل ماند من مجبور بتوقف شدم .
يكى دو روز چنان كه از پيش گفته شد همزبان و مترجم من جوان يهودى محصل روسى بود و پس از رفتن او به كلى بىزبان ماندم عرصه بر من تنگ شد يكى از يهوديان كه بحاجتى بدكان وى رفته بودم مرا به خانه خود برد كه با دختر تحصيل كرده فرانسه دان او صحبت بدارم دخترى در نهايت حسن و جمال و تا يك حد باكمال مرا پذيرائى كرد دو سه روز روزى يكى دو ساعت با من صحبت ميداشت يك روز در ضمن صحبت گفت من به زودى شوهر ميكنم به اين مناسبت مرا بخاطر آمد كه طايفهئى از يهود را عادت مذهبى اين است دختران آنها در شب زفاف گيسوان خود را از بن مىبرند و گيسوى عاريت ميگذارند و اين اندوه بزرگى است براى آنها كه لذت شوهر نمودن را بكام ايشان تلخ مينمايد از دختر جوان مىپرسم كه آيا راست است كه در ميان