او را با چوب به قصد كشتن ميزنند و قاطر سوارى او رم كرده او را از ميان معركه زنده بيرون ميبرد .
همان شب جمعى از روحانيان و ائمه جماعت به منزل سيد رفته اجماعا به عين الدوله كه با رياست وزراء وزارت داخله حكومت تهران را هم دارد شكايت مينمايند عين الدوله شايد بىميل نبوده است وهنى بآقا سيد عبد اللّه برسد اينك هم موقع را مغتنم ميشمارد كه آب چشمى از معممين تهران كه امين السلطان زياده از حد به آنها پروبال داده بود گرفته باشد اين است كه جواب ميدهد دولت حاضر است طلاب شرور را سياست نمايد به شرط آنكه شماها خود از آنها توسط ننمائيد آقايان ملتزم ميشوند كه توسط نكنند و مأمورين دولت رؤساى طلاب را از هردو دسته گرفته شب در نظميه محبوس ميدارند و فرداى آن روز همه را زنجير به گردن در گارى ريخته با سوار نظام و مير غضب و فراش و هياهوى بسيار باردوئى كه در خارج شهر زده شده برده آنجا يكيك را در غل و زنجير سوار استر كرده باردبيل تبعيد مينمايند و بعضى از آنها را كه از خانه آقا سيد عبد اللّه بامر او در حضرت عبد العظيم تحصن جستهاند در صحن مقدس زنجير ميكنند و هرقدر از طرف روحانيانى كه در التزام عدم توسط شركت نداشتهاند توسط مىشود هيچ فائده نميبخشد اين اقدام دولت موجب رعب عامه و مخصوصا روحانيان و روحانىنمايانى كه تصور نميكردهاند به شخص معممى آن هم طلبه بتوان اهانت كرد ميگردد از طرف ديگر عموم طلاب از آقا سيد عبد اللّه و تمام روحانيانى كه التزام عدم توسط دادهاند متغير ميگردند و بالاخره بمنزله اظهار قدرت و حياتى است كه از رئيس دولت حاليه مىشود گرچه هنوز مقام رياست وزراء يا صدارت را رسما دارا نميباشد و هم يكى از قضايا كه موجب كدورت ميان عين الدوله و آقا سيد عبد اللّه بهبهانى مىشود قضيهايست كه نگارنده را هم در مدت طولانى دچار زحمت جانى و حالى مينمايد شرح قضيه آنكه مدتى است نگارنده درصدد مىباشد براى مدرسه سادات مكان ملكى تهيه نمايم و صورت نميگيرد مكرر با رجال دولت در اين باب صحبت ميدارم و كسى مساعدت نميكند در اين ايام يكى از زنهاى معروف تهران كه اهل كرمان است وفات مىكند بىآنكه وارثى داشته باشد خانه و مختصر اسباب خانه دارد آقا سيد عبد اللّه ميفرستد در خانهاى او را مهروموم ميكنند كه ضبط
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٣٤