پرش به محتوای اصلی

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحه 137

پدیدآورندگان:

ص۱۳۷

سال 1326 هجرى قمرى

دو ماه شهر با امنيّت بود حاجى ميرزا حسن مجتهد كه از تبريز خارج و از تهران به مشهد رفته بود مراجعت به تبريز نمود . حاجى ميرزا كريم امام جمعه را از قزلجه ميدان به تبريز آوردند با پيشواز زياد و حاجى ميرزا حسن هم دو سه روز بعد از او وارد شد . در خيابان اهالى به پيشواز رفته بودند در سه خيابان به قدر سى نفر از اهالى قره‌ملك جمع شده نخست [ او ] را به دوش گرفته به شهر آوردند كه مردم بدانند اهل قره‌ملك حيوانات هستند كه چه‌قدر خسارت از آنها به اهل شهر وارد شده . در هرحال همه از اطراف جمع در تبريز و رحيم خان از تهران به امر پادشاه بيرون آمده در دهات بناى غارت گذاشت از انجمن چند نفر رفتند رحيم خان را به شهر آورده انجمن آمد به قرآن قسم خورد كه با ملّت خيانت نمىكنم بعد از چند روز طرف سراب شاهسون اغتشاش « 1 » به رحيم خان پول دادند قورخانه تفنگ فشنگ دو هزار سوار سرباز كه برود آنجا را امن نمايد رحيم خان از تبريز رفت و در ماه ربيع الثانى 1326 تلگراف از تهران آمد كه مجلس در خطر است و اهالى در تلگرافخانه جمع به همه‌جا تلگراف نمودند از مجلس مقدس بايد محافظت
پاورقی
( 1 ) . در اصل : اختشاش .
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحه 137 | حاج محمد تقى جورابچى / على قيصرى