اهرستان جنت نشان
هستند متفق همه عالم كه هيچ كس * زينگونه جايگاه نديدست هيچ جاى
آن موضع دلگشا ارقراى مشهورهء جهان و رشك روضهء جنان است . در اطراف نهرهاى آب چون سلسبيل روان ، و باغات فردوس مانندش ثانى بهشت جاويدان ، شعر :
هست هر باغ او چو فردوسى * هر طرف كوثر زلال روان
سرو در رقص از گذار صبا * بلبلان در فغان به صد دستان
سكان منازل و عماراتش زردشتى نژادان ماه روى مشكين موى كه نه چشم چرخ مانند رخسارشان در اطراف جهان ديده و نه بدست دهر مثل چنان نگاران رسيده ، رخسارهائى چون روز وصال تابان و زلفهايى چون شب فراق غريبان بىپايان .
ماه شب چهارده به مدد اقتباس آفتاب جمالشان شب تيره را رخشانتر از روز روشن سازد و چراغ جهان افروز آفتاب كه [ 116 الف ] قنديل پيشگاه سپهر است با پرتو شمع دلاراشان تاب برابرى نياورد و زبان زمان در وصف هر يك از آن نازنينان به اين ابيات مترنم ، شعر :
جمالى چو در نيمروز آفتاب * كرشمه كنان نرگس نيم خواب
رخى چون گل و آب گل ريخته * ميان لاغر و سينه انگيخته
به شيرينى از گلشكر نوشتر * به نرمى زگل نازك آغوشتر
و از جملهء باغات مشهورهء آن محل فردوس قرين باغ مهر آباد است كه به يمن