بر « [ باغ ] گلشن » كه نمونهاى از ارم است بال اقبال گشاده آنمنزل جنت آيين از فر وصول خسرو ظفرقرين رشك روضهء جنان گرديد . شاه خليل اللّه زبان بثناى پادشاه والاجاه برگشاد و مضمون اين ابيات [ 59 الف ] بأدا رسانيد ، نظم :
كه اى صاحبقران دادگستر * بفرمان تو بادا هفت كشور
غمين باد آنكه او شادت نخواهد * خراب آنكس كه آبادت نخواهد
و جشنى بزرگانه ترتيب داده طوئى كرد كه شيرهء فيروزهفام سپهر بكاسهء سيمين ماه و صحن زرين مهر مزين گشته زهرهء خنياگر مثل آن نديده بود و پرتير صايبتدبير را نظير آن هرگز در ضمير نگذشته و پيشكشهاى لايق كشيد و چندان زر و دينار و گوهر نثار نمود كه هريك از حضار را مبلغى كرامند رسيد و هر كس از آحاد ملازمان جوهر به من و زر بدامن كشيد تا جوهرى فلك جواهر زواهر انجم را برطبق زبرجدنگار فلك جلوه داده به صفا و روشنى آن لآلى آبدار نديده و تا دايهء دريا در يتيم را در مهد صدف پرورش فرموده غواص بصيرت نظير آن گوهرهاى يك دانه مشاهده ننموده . و پس از چند روز كه آنمنزل بهشت منزله محل استراحت جمشيد فرخنده راى بود به « باغ عيشآباد » ارم بنياد تشريف فرمود و در آن باغ از فر شكوه آن حضرت ميامن مقدم فرخنده بزم عيش گشت و جشنى پادشاهانه ترتيب داده شد ، شعر :
چون ميسر شد آنچه [ 59 ب ] دل مىخواست * شاه بنشست و بزم عيش آراست
ساقيان ماه رخسار و دختران زردشتىنژاد شيرينگفتار بادههاى تلخ خوشگوار درداده مغنيان خوشآواز نغمهپرداز زبان باداى اين سرود برگشادند ، نظم :
زمين خرم است و زمان شادمان * بفيروزى شاه صاحبقران
جهاندار دريادل دادگر * كزو گشت پيدا بگيتى هنر
بماناد جاويد در عز و نار * بكام دل دوستان سرفراز