و انعامات متكاثره سرافرازى يافته .
و ديگرى از فرزندان مرتضى ممالك اسلام امير غياث الدين محمّد مير ميران نقابت قبابى است كه انوار جمال فرخنده فال نبوى از مطالع حال خجسته مآلش طالع و آثار كمال لايزالى مرتضوى از صادرات افعال ستوده اعمالش لامع ، اعنى افتخار اعاظم سادات عالىشأن مقوى ملت رسول انس و جان صلواة اللّه الملك - المنان شاه سليمان ميرزا است . الحق آن حضرت [ 61 ب ] همائى بود همايون ، در هواى فضاى هدايت بال اقبال گشوده و طايران قدسى آشيان در سايهء جناح كرامتش از تاب آفتاب حوادث ايمن غنوده ، نظم :
ذات وى ار عدل بود محترم * دست و دلش مظهر لطف و كرم
زبان الهام بيانش كاشف اسرار معرفت الهى و ضمير خورشيد تنويرش مطرح انوار حقايق نامتناهى ، شعر :
پر از نور عرفان دل آگهش * سر عارفان گشته خاك رهش
شعلهء انوار ارشادش چشم طالبان مطالب عشق و محبت را در بوتهء رياضت و مجاهدت مىگداخت و اكسير صحبت بار شد و ارشادش مس وجود اصحاب وجد و حال را بيك دم مثال طلاى مهرى تمامعيار مىساخت ، شعر :
بهرهور از فضل دل آگهش * مرجع اصحاب شرف درگهش
تربيت اهل هنر كام اوست * زيور عنوان سخن نام اوست
گوشهنشينان ديار عافيت دريوزهء همت از باطن او مىكردند و گرمروان طريق مجاهدت استمداد عنايت از بدرقهء نظرش مىنمودند . لاجرم اكابر و اشراف طوايف امم بآستان آن مظهر لطف و كرم [ 62 الف ] روى نياز آوردند و دست اخلاص در دامن پاكش زده بالتفات خاطر فيض مآثرش مباهات مينمودند ، بيت :
چو آهن ربا هركجا مىرسيد * دل خلق را سوى خود مىكشيد
در آنوقت كه تخت سلطنت و اورنگ خلافت بجلوس جهانافروز قرة - العين عدالت و جهانافروزى ، مشيد قوانين نصفت و رأفت ، مؤسس مبانى مرحمت