اين دو بيت نيز از نتايج فكر ملا عرشى است :
نبود بدلى من غبار گله * ندهم به لب خود اختيار گله
آن كس كه ز بيداد دلم را خون كرد * داغش كردم ز انتظار گله
و ايضا اين دو بيت از نتايج طبع اوست ، نظم :
مباش عاشق « 1 » دنيا كه اين عروس مدام * كفيش پر بود از خون ، كفيش پر ز حنا
نشان كشتن شوهر بود كف خونين * حنا از آنكه كند شوهر دگر پيدا
ملا رمزى
از طبقهء اتراك است . پدرانش در خطهء دلگشاى يزد اقامت داشته و او به نوعى [ 325 الف ] در گفتن و خواندن اشعار خود مبالغه مىنمود كه در هرمجلس كه داخل مىشد تفرقه در آن مجمع مىافتاد . و اين رباعى از نتايج طبع مشار اليه است كه در حين تحرير به خاطر بوده ثبت افتاد ، رباعى :
عارف كه هماى عشق شد دمسازش * ز انجام نكوى تر بود آغازش
دنياش حقيرتر نمايد به نظر * هرچند بلندتر شود پروازش
اين بيت را نيز به خود نسبت مىداد ، شعر :
دل خراب من و مهر بو تراب در او * خرابهايست كه تابيده آفتاب در او
هامش
( 1 ) - اصل : عابد ، متن مبتنى بر نسخهء وزيرى است .