زدندش طايران آسمانى * صلاى رغبت هم آشيانى
چو پر زد ديد بال خويش بسته * عدوى خانه در پهلو نشسته
برآورد از شكاف سينهء خويش * صفيرى پرخراش از سينهء ريش
كه مرغى را چه ذوق از سرو [ و ] شمشاد * كه پروازش بود بر دست صياد
شما كازادگان شاخساريد * نشاط سرو و گل فرصت شماريد
كه صياد مرا با من شكاريست * مرا هم با شكنج دام كاريست
اين دو بيت نيز از ديوان غزليات اوست ، غزل :
ما بىخبر ز قاعدهء و كار عالميم * بيهوده گرد كوچه و بازار عالميم
ما مردمان خانه بدوشيم و خوشنشين * نى ز آن گروه خانه نگهدار عالميم
[ 315 الف ] مكارم اخلاق جناب فصاحت شعار و اشعار آبدار آن شاعر بلاغت آثار زياده از آنست كه اين مختصر گنجايش بيان تمامى آنها داشته باشد ، لهذا به همينقدر اختصار نمود . وفات آنجناب در شهور سنهء سبع و تسعين و تسعمايه در خطهء جنتنشان يزد اتفاق افتاد و در « محلهء پير برج » مقابل مزار كثير الانوار سلالهء دودمان رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلم شاهزادهء واجب التعظيم شاهزاده فضل رضا عليه التحية و الثنا مدفون گشت ، نظم :