ايضا
مريض طفل مزاجند عاشقان ورنى * [ 314 ب ] علاج رنج تغافل دوروزه پرهيز است
ايضا :
گرد ننشيند بهطرف دامن آزادگان * گر براندازد فلك بنياد اين ويرانه را
مى ز رطل عشق خوردن كار هربىظرف نيست * وحشيى بايد كه بر لب گيرد اين پيمانه را
و كتاب « فرهاد و شيرين » كه از رشحات كلك بلاغت آيات انتظام داده بين - الجمهور مشهور و معروف و از جملهء ابيات آن به اين ابيات قطع مىگردد ، شعر :
كه گر بر سنگ خوردى نعل شبرنگ * وزان خوردن شرارى جستى از سنگ
هنوز آثار گرمى با شرر بود * كزان در مجلس شيرين خبر بود
ايضا فرموده :
خوشا عشق خوش آغاز خوش انجام * همه ناكامى اما اصل هركام
هرآن شادى كه بود اندر زمانه * نهادند از كرانه در ميانه
چو كلى جمع گشت آن شادى عام * شدش آغاز عشق و عاشقى نام
ايضا
يكى صياد مرغى بسته پر داشت * به بستان برد و بند از پاش برداشت