تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
مقارن آن مجد به خانه آمد . چون چشم زن بر شوهر افتاد آغاز عتاب كرده گفت ، مصراع :
پيش از من و تو ليل و نهارى بوده .
مجد گفت اى بىبى پيش از من بلى ، اما پيش از تو حاشا كه ليل و نهارى بوده باشد . در كتاب سلم السموات كه از جملهء مؤلفات شيخ ابو القاسم كازرونى است مذكورست كه خواجه مجد الدين همگر معاصر شيخ مصلح الدين سعدى شيرازى بوده و مدتى به امر وزارت اشتغال نموده . شعراى آن‌زمان او را به استادى مسلم مىداشته‌اند و نسبت ميانهء شعرا از او سؤال مىنموده‌اند . اين دو بيت از آثار مكارم اوست ، شعر :
آن مهر گسل با دگرى زان پيوست * تا بشكند آن عهد كه با ما مىبست بر ديده نهم دست چو او بر گذرد * تا با دگرى نبينمش دست‌به‌دست

نام مناظم سخندانى مولانا وحشى

بافقى المولدست اما در خطهء يزد نشوونما يافته ، جوان حميده اخلاق خجسته اطوار و شاعرى شيرين كلام فصاحت آثار ، در ميدان بلاغت و سخندانى گوى مسابقت از شعراى زمان خود ربوده بود و همواره ابيات ظرافت‌آميز و اشعار مزاح‌انگيز بر لوح بيان مىنگاشت و در هيچ مجلس دقيقه‌اى از نديمى و نكته‌پردازى نامرعى نمىگذاشت و بىشايبهء تكلف نادرهء دوران و وحيد زمان بود . در غزل و مثنوى سرخيل فصحا و شعراى آن اوان . از غزليات اين چند بيت كه از نتايج طبع آن شاعر شيرين كلام است و در خاطر بود اكتفا مىرود ، غزل :
يك جهان جان خواهم و چندان امان از روزگار * كين جهان جان بر آن‌جان جهان سازم نثار
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 423 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى