سيد التابعين اويس القرنى در موافقت دندان مبارك رسول خدا كه در غزاى تبوك از سنگ مخالفان آزار يافته در حضور والد بزرگوار ايشان مذكور ساخت . آن جناب حاضر بود ، بخاطر گذرانيد كه چون خدا و رسول او را به اين امر تكليف نفرمودند او چرا اين ستم بر خود پسنديد . [ 6 الف ] در همانشب آن سلطان العاشقين در واقعهء آن نور طيبين و طاهرين آمده بلسان حال مضمون اين ابيات برايشان خواند ، شعر :
كاى در درياى دين ، بحر صفا * من بعشق حضرت جد شما
در وفا سى و دو دندان طمع * كندم از دنيا و عقبى بىفزع
عاشق صادق بعشق روى يار * گر كشد خود را ازو معذور دار
مقدمهء علوم نزد سيد ركن الدين شيرازى تحصيل نموده ، و علوم بلاغت و علوم فقه و تفاسير و كلام از سيد شمس الدين خوارزمى و سيد شمس الدين مكى اخذ فرموده ، در مبادى احوال متن « فصوص الحكم » ، حسب الفرمودهء اين نظم با نظام ايشان كه ، نظم :
نانوشته حرف ميخوانيم ما * اين كتاب نيك ميدانيم ما
حفظ داشتند ، و تا هنگامى كه سن شريفش به بيست و چهار سالگى رسيد يك لحظهاى از سعى در مطالعه و مباحثهء علوم تغافل ننمود تا بر علوم چهار كتاب عالم گرديده طى منازل علوم رسميه فرمود و علوم معنويهء رياضيه بر ضمير منيرش منكشف گشته اين غزل فرمودند ، غزل :
علم ام الكتاب حاصل ماست * لوح محفوظ حافظ دل ماست
آنچه بحر محيط خوانندش * نزد ما آن سراب ساحل ماست
[ 6 ب ] آن حقيقت كه مشكل همه اوست * مشكل حل و حل مشكل ماست
منزلاتى كه ديدهاى در راه * منزلى چند از منازل ماست
اسم اعظم كه صورتش مائيم * جمع معنى هفت هيكل ماست
عشق او قاتل است و ما مقتول * جان عالم فداى قاتل ماست