تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
گفتمش چون شد ملاقاتت به خيل قدسيان * چون به ظهر كوفه روحت و اصل ابرار شد گفت رضوان روح و ريحان وصل عالى فطرتان * [ 193 ب ] از ولاى مرتضى روحم چو برخوردار شد گفت اگر تاريخ نفريدم بخواهى از قضا * گو هماى روح آقا لا مكان سيار شد
و ايضا كلك سخن‌گذار ملا فدائى اردكانى بر تحرير آن مضمون زبان گشاده ، مصراع : « همنشين با نبىّ و آل نبى است » . آن حضرت گاهى زبان بنظم اشعار مىگشاد ، اين چند بيت از نتايج طبع ادراك اوست كه در حين تحرير به خاطر بود ، بيت :
چو پرى ز لطف پنهان ز رياض ديده باشى * گل نورسيدهء من ز كجا رسيده باشى
ايضا
فلك ويران نخواهد شد اگر بردارد از خاكم * پدر از پا نمىافتد اگر دست پسر گيرد
و له ايضا
بىتو كى هرگز رسد مژگان من بر يكديگر * از نشستنها مگر گاهى رود پايم به خواب
بر ضماير منشيان سخندان كه ناظمان جواهر بلاغت و جوهريان بازار فصاحت به حقيقت ايشانند پوشيده نخواهد بود كه فرامين [ 193 ب ] و احكام سلاطين گردون احتشام موجب افتخار و مباهات ارباب اعتبار است و رقمى كه در باب تصدى خالصهء دار العبادهء يزد باسم آن‌جناب شرف صدور و عز ورود يافته دبيران عطارد نظير بعبارات رنگين و استعارات شيرين مرقوم قلم مشكين رقم گردانيده‌اند ، لازم ديد كه صورت آن درين اوراق ثبت گردد : صورت رقم حكم جهان‌مطاع شد - آنكه چون از روزى كه [ 194 الف ] صاحب
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 240 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى