حالت آسمانها و زمين ، سنجيده شود آشكار مىگردد كه آنها تاب تحمّل آن را ندارند و فقط انسان مىتواند حامل آن باشد يعنى فقط انسان استعداد و صلاحيّت تلبّس به آن را دارد . با اينكه آسمانها و زمين از نظر عظمت و چگونگى خلقت بسيار عظيمتر از انسان هستند اما استعداد و لياقت دريافت ولايت الهى را ندارند و تاب تحمّل بار سنگين آن را نمىآورند و به همين دليل هم خوددارى كرده و ترسيدند ، اما انسان با همه كموزنى و كوچكى جثّه چون نسبت به نفس خود ستمگر بود و نسبت به عواقب حمل اين امانت جاهل بود ، آن را تحمّل كرده و پذيرفت . چون اين امر امانتى است كه اگر در آن خيانت شود عاقبت وخيم و هلاكت دائمى براى او بدنبال خواهد داشت ، اما چون انسان به خودى خود فاقد علم و عدالت بود ولى قابليّت و صلاحيّت تلبّس به آن را داشت ، خداوند آن دو را به او افاضه كرد ، تا در نتيجه بتواند از حضيض ظلم و جهل به اوج عدالت و علم ارتقاء پيدا كند « 1 » .
( 73 )
( لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً )
: ( تا خدا مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرك را عذاب نموده و بر مردان و زنان با ايمان رجوع و توبه نمايد ، و خدا همواره آمرزندهء مهربان است )
يعنى عاقبت حمل اين امانت و غرض آن اين است كه خدا منافقان را كه به اين امانت خيانت مىكنند و در ظاهر اظهار صلاح و امانت مىنمايند ، عذاب كند و نيز مشركانى را كه در ظاهر و باطن قصدى جز خيانت در امانت ندارند به عذاب خود معذّب مىنمايد و لكن مؤمنانى را كه اين امانت را شايسته نگهدارى كنند و در آن خيانت نورزند با رحمت و مغفرت خود بيامرزد و بسوى آنها رجوع كند چون خدا آمرزنده است و جهل و نادانى بندگان را مىپوشاند و مهربان است و لذا بندگان مؤمن خود را به زيور علم نافع و عمل صالح مىآرايد .
صدق اللّه العلىّ العظيم
هامش
( 1 ) . از مجموع احاديث استفاده مىشود كه انسان ، ظالم به نفس خود و جاهل به پروردگار است .
( مصحح )