تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
در نهايت ، رأى ملكهء سبا بر اين قرار مىگيرد كه هديه‌اى را براى سليمان بفرستد و منتظر بماند تا ببينند فرستادگان چه اخبارى از او مىآورند و سپس براساس آن اخبار اقدام محتاطانه و عاقلانه‌ترى اتّخاذ نمايند . و اينكه نام سليمان را نبرد به جهت تكبّر و عزّت ملوكانه اوست . با اين حيلهء ملكه ، اگر سليمان هديه را مىپذيرفت ، نشانهء آن بود كه او به امور دنيوى چشمداشت دارد و قلبش بواسطهء آنها آرامش مىيابد و اگر آن را نمىپذيرفت ، نشانهء اين بود كه او در عقيدهء خود پابرجاست و اهتمامى به مال و متاع دنيوى ندارد . از مجموع اين مكالمات بدست مىآيد كه ملكه سباء ، فردى عاقل و دورانديش بوده كه در امور مملكت دارى لياقت و صلاحيّت لازم را داشته است و اگر فردى مستبد و خود رأى بود اصلا مشورت نمىكرد يا چنانچه فردى خودكامه و مغرور بود به محض سخن بزرگان قوم ، اقدام به جنگ با سليمان عليه السّلام مىنمود . اما او عاقلانه‌ترين راه ممكن را در اين امر برگزيد . ( 36 )
( فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ )
: ( پس زمانى كه فرستادگان ملكه نزد سليمان آمدند ، فرمود : آيا مرا به مال مدد مىدهيد ؟ آنچه خدا به من داده بهتر از اين است كه به شما بخشيده ، بلكه شما هستيد كه از اين هديه شادمانيد ) وقتى هداياى ملكه سبا توسط فرستادگان به حضرت سليمان عليه السّلام رسيد آن حضرت با استفهامى توبيخى خطاب به آن فرستاده و فرستنده « 1 » ، فرمود : آيا شما مرا با مالى حقير و ناچيز كه كمترين ارزشى در نزد من ندارد ، كمك مىكنيد ؟ ! و آنچه خدا از ملك و نبوّت و ثروت به من داده از آنچه به شما داده بهتر است . يعنى من احتياجى به مال و هديهء شما ندارم . آنگاه با توبيخى ديگر خطاب به آنها فرمود ، بلكه از عمل قبلى شما - يعنى هديه فرستادن - قبيح‌تر اين است كه شما هديهء خود را بسيار بزرگ مىشماريد و آن
هامش
( 1 ) . به اين امر در اصطلاح بلاغت صنعت تغليب مىگويند كه صاحب سخن روى به حاضران كند ، اما حاضر و غايب را مورد خطاب قرار دهد .