پرش به محتوای اصلی

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحه 744

پدیدآورندگان:

ص۷۴۴
گلشن گيتى نبيند بعد از اين پژمردگى * چون تو گشتى باغبان گلستان مكرمت زيبدت نازش به شاهان جهان كز كودكى * كردت ايزد والى دار الامان مكرمت در دلت پنهان و پيدا ز آستينت كرده‌اند * قلزم احسان و دست در فشان مكرمت ناور دهرت از آن گويم كه هرگز كس نداد * چون تو داد جود بر دور زمان مكرمت نسر طاير تا بود در آشيان چرخ باد * اين همايون طاير اندر آشيان مكرمت اى نهال گلشن دولت بزى تا خرم‌اند * مستحقان از بهار بىخزان مكرمت اى كه اندر قصر اجلالى كه گويد هركسى * پايهء اين آستان ايوان كيوان است و بس [ 249 ر ] « 1 »
پاورقی
( 1 ) - پشت ورق 249 ( 249 پ ) بياض است