تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣
كنده‌كنده است و مىبيند به خصمت تيزتيز * چيست برگو فكرش اى داناى راز مملكت در تو بيند نام خصمت قابل تكرار نيست * مادحى چون گويد اى گردن فراز مملكت دشمن ماه تو وقتى ايمن از تيغ تو بود * بود چندى زين الم سوز و گداز مملكت خاك پاك درگهت را توتياى ديده ديد * آن زمان كازاد مىداد امتياز مملكت خوب ديد الحق كه جز دستت نيابد چاره‌اى * از براى درد فقر اى چاره‌ساز مملكت جود تو آسوده‌اش دارد ز رنج نيستى * ورنه مىديدى كه كارش آه و افغان است و بس اى همايون تازه نخل بوستان مكرمت * زيبد ار گويم ترا جان جهان مكرمت گرنه احسان كف رادت كرم مىجست نام * چون وفا كم مىشد از گيتىنشان مكرمت گر نبودى نام تو عنوان ديوان كرم * كس كجا مىداد شرح داستان مكرمت چشم بد دورت كه در طفلى زمين گاه خطاب * گويدت از فرط جود اى آسمان مكرمت بهر ره گم‌كردگان دشت بىپايان فقر * صيت جودت شد وراى كاروان مكرمت بىنصيب از جود عامت كس نگشت از آنكه گشت * شخص عدلت پاسبان آستان مكرمت [ 248 پ ] گر ز سعى بازو فقر افكن جودت نبود * بر هدف تيرى نمىجست از كمان مكرمت