آن بر صفت دلهاى عاشقان سمت ويرانى پذيرفته از حيز آبادانى يكسو گرديده بود و به دستيارى مرمت و پايمردى تعمير نواب [ امير مؤيد ] « 1 » به حالت اول رجوع نموده « 2 » و مسلك مزيت پيمود ارم ذات عماد باغ نزهت قرين دولتآباد بود كه از مبادى عهد حكومت نواب مستطاب اشرف و الا سركار محمد ولى ميرزا « 3 » الى زمان مرمه بواسطهء عبور عابرين و ورود واردين عموما و شاهزادگان عظام خصوصا و نزول و مرور عساكر و جنود شاهان و مسافرين دار الامان كرمان يوما فيوما آثار اندراس و ويرانى بر عمارات آن طارى گرديده بود ، و در تصاريف ايامى كه شروع در مرمت آن خواستندى كرد گويا از غايت اندراس ديگر اثرى از نشانهاى سابق برقرار نبود و خيابانهاى آنكه در محاذات هر دربى از دروب باغ برپا گرديده از بىآبى آبروى اخضرار درختانش بر خاك ريخته به كلى خشك گشته بود ، پس نواب امير مؤيد مبادى عهد فيروزى مهد ايالت و شكردهء كار تعمير و مرمت آن گرديده چنان آن شاهد عاطل را مجددا به حليهء آبادانى آراستند كه اضعاف مضاعفهء اول تجلى آغاز كرد .
و از جمله امورات خير [ 238 پ ] كه زلال ثواب ارتكاب آن سالهاى دراز و عهدهاى ديرباز كافل مهم سقايت دوحهء برومند عزت و كامروائى آن دولتيار مثوبت گستر به سزاوارى تواند بود تنقيهء قنات آب جديده است مرة بعد اولى و كرة بعد اخرى . بيان اين اجمال آنست كه چند
هامش
( 1 ) - اصل « امير مؤيد » بوده كه تراشيدهاند و بجاى آن شاهزاده نوشتهاند .
( 2 ) - « نموده » به خط جديد بجاى كلمات محو شده نوشته شده است .
( 3 ) - « اشرف و الا سركار محمد ولى ميرزا » بجاى كلمات محو شده نوشته شده است .