هوايش آتش شوق فردوس برين را مروحه جنبان است . انصاف مقياس طيب هواى بهشتى نيكوتر از آن پرهيزگاران جنت طلب را به چنگ نيفتد . اطراف اربعهء آن باغ مينو همال طرح خيابانهائى افكنده شده است كه از غايت استحسان وصفش خارج از حيز قدرت واصفان دوران تواند بود . درختانى كه هريك ثمرة الفؤاد خويش را در حجر شاخسار به تقديم شرايط پرورش پاى اهتمام ثابت دارند . اطراف خيابانها غرس - اليد باغبان سليقهء عالى گشته ، آب آن قنات بر صفت زايندهرود ديدهء عشاق روزبهروز در تزايد است . بعد از اجراى آب آن نواب امير مؤيد يك روز شبان آن را وقف نجف اشرف فرمودهاند كه منافع آن را به مصارف معينهء واقف خيريت مواقف به موجب وقفنامچهء عليحده كافلان مهم توليت رسانيده باشند و از آن رهگذر به نجفآباد موسوم فرمودهاند .
و از جمله صدقات جاريهء نواب [ امير ] « 1 » مؤيد اجراى قنات قريهء فتحآباد مشهور به دهنو است . بيان اين اجمال آنست كه قريهء مزبور از قراء معظمهء حومهء يزد ، و عهدى بود دراز و سنواتى ديرباز تا آب چشمهء آن خوشيده ، بيوتات و عمارات و مساجد و حمامات و ساير بناهايش به واسطهء فقد آب مسلك ويرانى پيموده بود . در تصاريف ايام اقتدار شاهزاده ، نواب امير مؤيد همت مقبلانه به اجراى قنات آن گماشته آبش را جارى [ ساخته ] و بناهائى كه سالهاى دراز از حليهء آبادى يكسو بود مجددا معمور و داير آمد و موجب حصول دعاى خير بهجهت ذات مكارم صفات عالى گرديد . اكنون در پيش آن آب زراعات كليه مىشود .
هامش
( 1 ) - آن را در اصل محو كردهاند .