كافهء خداوندان بيوتات را بىآب گذاشت . چون معادل [ 239 ر ] مبلغ يكهزار و پانصد تومان برآورد اخراجات تنقيهء آن گشت و مالكين بواسطهء اعسار از عهدهء آن برنتوانستندى آمد لاجرم منتصف از جملهء اهل شهر از سختى بىآبى به دامان اغاثت نواب امير مؤيد تعلق جسته آن دولتيار طلبا لمرضات اللّه مبلغ مزبور را از خاصهء خود در اين راه صرف [ كرد ] و شش ماه مقنيان به موجب حكم عالى شرايط تنقيهء قنات به تقديم رسانيدند ، تا آنكه قنات را پاك و آب سدشده را جارى [ كردند ] و مردمان را ابد الدهر بر سر دعاهاى كارى آوردند .
سال سيم ايالت عالى ، صورت احوال چون سال نخستين گشت . يعنى در فصل بهار عالمآرا كه خسرو سيارگان به تقديم شرايط تفريح رباع حمل و ثور و جوزا را مسير اقدام فلكپيما مىداشت در يكى از آن ايام ديدهء سحاب نيسان آنچه از استاد ديدهء مهجوران در هملان آموخته بود به تقاضاى وقت به كار برده زمانى ديرباز متشمر كار گريستن گرديده چندان سرشك باران از ديده روان ساخت كه درون قنوات را از جريان سيل مانند خاطر عاشقان ويران نمود . پس قنات جديده سمت ويرانى حاصل نموده انسداد طرق جريان آب آن بر صفت ثلمهء آز به خاك دست داد و باد يأس را به اذكاى آتش اضطراب مردم برگماشت . اشجار باغچهء خانهها چنان از فقدان آب خشكيد كه ابدا تصور امكان اخضرار آنها به خاطر نخليد . بعضى را كه مؤنتى بود به حفر آبار در سراى خود درختان را از آفت خشكيدن محفوظ داشتندى .
بالجمله چون مردم شهر را انفعالى از سركار عالى حاصل بود كه مجددا مستدعى حصول مرام خود آيند آن دولتيار بنفسه لا بتحريك -
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 714
مساهمون: ايرج افشار
ص٧١٤