تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
آن خطهء بهشت‌نشان گسترده ، خواه از اهل آنجا و خواه از ساير بلدانى كه بدانجا روى آورده ، لاجرم چند روزى كه سركار محمد حسن خان رحل اقامت در آن سامان افكنده بودند ترطيب دماغى چندانكه بايست نمودند . و چون زمام حكومت دار السعادهء ابرقوه به موجب حكم داراى سكندر شكوه مجددا به كف كفايت ايشان درآمده ، بايست خود را به مقر حكومت رسانند در شهر رجب المرجب سال مزبور از دار السلطنهء اصفهان روانهء ابرقوه شدند و برو سادهء حكومت آن سرزمين متمكين گرديدند . چهار ماه بيشتر نگذشت كه سبعى تيزچنگال كه وصف حدّت انيابش نه در قوهء بيان است و مفهوم مصراع
و اذ المنية انشبت اظفارها
مبين حقيقت آن ، به چنگال زهر مثال [ 182 ر ] گريبان جانش را چاك [ كرد ] ، يعنى آبروى حياتش را بر خاك ريخت ، للّه در من قال : بيت
مثال آدم خاكى و خاك آب و حباب است * بيار باده كه بنياد روزگار بر آبست
و وقوع اين واقعهء جانكاه در شهر ذيحجة الحرام سال يكهزار و دويست و بيست و نه در دار السعادهء ابرقوه اتفاق افتاد . چون روزهاى متوالى و ايام متتابع مراسم تعزيت برپا داشتند و رايت روحش را به وسايل خيرات و وسايط مبرات به عيوق غفران افراشتند ، عزيمت نقل نعش شريفش را به اماكن متبركه به تصميم رسانيده از راه يزد روانهء عتبات