و حكمرانى نقش « يا حسن » از چهار گوشه منقش كرده بودند و وضع ما بقى دستگاه بزرگى را بر اين مقدمه قياس توان كرد .
در اول وهله كه شروع در نظم مهمات ملكى خواست فرمايد برادر كهتر ميرزا مهدى خان [ 177 پ ] را كه با ايشان رايت اتحاد در صلب و بطن باهم مىافراشت راه نيابت دار السعادهء ابرقوه كه از جمله ابوابجمعيهاى ايشان بود ارزانى داشت ، و برادر كوچكتر ديگر ابو الهادى خان را كه نيز از مادر خود بود به تصدى مهم قلعه بيگىگرى محل مزبور گماشت .
در صروف ايام بسط يد جلالت و رفع الويهء اقتدار و ايالت در يزد و ابرقوه بانى ابنيهء بسيار و احداث نمايندهء قنوات بيشمار گرديده .
از آن جمله در ابرقوه قنات مهرآباد را كه امروز در حيطهء تملك اخلاف سعادت اتصاف است دائر نموده ، و در بلوك رستاق يزد دو رشته قناتى كه به حسنآباد و حسينآباد سمت تسميت يافته و به نيروى سرپنجهء پيشى بازوى قنوات معظمه آن ولايت را تافته احداث فرمودند .
تا مدت دو سال عروس زيباى حكومت كرمان را در حبالهء نكاح داشتند و در عرض اين مدت دقايق كامجوئى خاطر را از مواصلت آن عروس وجيه به وجهى از وجوه فرونمىگذاشتند . زمام رتقوفتق مهمات ديوان و رفع و رجوع امورات اينوآن و حل و عقد كارهاى رعيتى و نظم و نسق امور ولايتى را من حيث المجموع به كف كفايت برادر عالى گوهر كهين صلبى خود محمد اسماعيل خان بازگذارده « 1 » خود را بهيچوجه دخيل در اين امورات نمىساختند و از ترتيب اسباب جلالت به تمشيت مهام ديوان و رعيت نمىپرداختند .
هامش
( 1 ) - اصل : گزارده .