تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
يزد را كه مقر ايالت برادر مهتر بود معبر ساخته به جهت استيفاء شرايط احترام تشرف به شرف خدمت مهين برادر را بر ذمّت حقوق بزرگتر گزارى « 1 » الزام نمودند . بيشتر از پنج روز كه شريعت پاس آداب را به منزلهء فرايض پنجگانه نمود رحل اقامت در آن سرزمين نيفكنده بر جناح استعجال از راه ابرقو روانهء كرمان [ شدند ] و عروس حكومت بالاستقلال آن سامان را به عقد انقطاعى خود درآوردند و شروع در ساختن مهمات ملكى نموده نهال روعت بزرگى در مغرس دلها كاشتند و لواى مزيد اقتدار بر قلهء قمهء آسمان افراشتند . اديم درگاه كيوان مقام از آمد و شد خواص و عوام صورت ازدحام گرفت . ضباط و عمال به هريك از بلوكات نصب نمودند و به راهنمائى بخت فيروز مسلك حكمرانى آن مرزوبوم را به قدم مزيد اقتدار و حشمت پيمودند و به معمارى همت آسمان‌رسا طرح سراى جلالى ريختند كه ديدهء روزگار نظير آن را كمتر ديده و گوش زمان همال آن را كمتر شنيده . انصاف در حفظ رسوم جلالت صورى به مرتبه‌اى مبالغه داشتند كه امروز كه دست سنين هجرت مقدسه دامن يكهزار و دويست و چهل و پنج گرفته و از آن زمان تا اين عهد قريب به سى سال كه به اصطلاح بعضى يك قرن محسوب است گذشته ، باز مآثر جلالت ايشان افسانهء مجلسهاست و دائر در زبانها . معتبرين روايت مىكنند كه بر اطراف كلاههائى كه ساتر عملهء توپخانه و زنبوركخانه است و به هيأتى خاص وراى كلاههاى ساير عمله‌جات خياطت مىشود چنان كه دانى به حكم آن صاحب كلاه رياست
هامش
( 1 ) - اصل : گذارى .