ايشان مبذول مىنمودند و در صف سلام « 1 » بر خواص رجال دولت ابدارتسام سمت تقدم مىبخشودند ، و الحالة هذه تا زمانى كه رايت نيابت و حكومت ميرزا موسى و محمد زمان خان در ساحت ولايت يزد منكوس و لواى اختيار شاهزاده محمد ولى ميرزا در آن سامان حسب الفرمان همايون مرفوع گرديد ، پس عفو مجرمان شمول شاهانه مقيل عثرات ديرينهء عبد الرحيم خان گرديده اندام احوال عالى را به تشريف شريف التفات خاص آرايش داده ملتزم ركاب مستطاب شاهزاده عزّ ترخص توجه به يزد حاصل ساختند .
حقيقت شاهزاده مسلك توقير سركار عالى را به قدم پايه [ 174 ر ] شناسى مىپيمود و در محفل حضور دستورى جلوس مىداد ، تا آنكه در شهور سال يكهزار و دويست و سى و هفت به واسطهء عروض عارضهء و با به عموم اهل ولا به آن مرض مهلك بدرود سراى ناپايدار فرموده به دار بقا شتافتند و ساغر تن را از شراب ناب روح خالى گذاشتند ، و محمد على خان و محمد جواد خان كه طبعى موزون و به انشاد اشعار قدرت تمام داشت در تصاريف همان ايام پيرو پدر گشتند ، اللهم اغفر له و لهما به حق محمد و على و فاطمة و ابنيهما .
در نظر صرافان نقود معنى از آن نقدى مزيّفتر از اغترار به دار ناپايدار نيست كه از مبادى آفرينش عالم تا نهايت ظهور حضرت قايم آنچه از نعيم دنيا ديده و شنيدهاند همه را عرضهء زوال و سغبهء انتقال يافتهاند .
هامش
( 1 ) - در نقاشيهاى صف سلام فتحعلى شاه در تالار عمارت « نگارستان » تصوير عبد الرحيم خان هم نقش شده بوده است . در باب اين مطلب به مقدمه مراجعه شود .